X
تبلیغات
عاشقان ولایت

عاشقان ولایت

حوزه علمیه امام خمینی (ره) شهر رباط کریم - استان تهران

ظهور امام زمان (عج) در کتاب نبوئت هیلد

تیتی شاعا وتیت قوف تشوعا وییر به نبواه شاطط ویملا کال ازعاه

تشکب تفارا وترب کبورا ویشزو اسیرا

 

به یاد ساعتی که فرج قوی گردد ونبوت بسیار شود ومانند سیل جهان را پر کند.

زیاد شود شرافت وبسیار گردد جبروت وگشوده شوند اسیران وبندیان.

به صراحت اشاره به ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم (ع) دارد.وحی فوق بشارت ا ز یک عصر درخشان ونتیجه جهانی می دهد که عالم انسانیت حیات نوینی یافته ونتیجه وهدف انبیاء الهی ورجال برجسته ی وحی یک جا وبه تمام معنی آشکار می شود وفرج و جبروت هویدا گردد.

امام صادق (ع) فرمودند: وقتی قائم قیام کند هیچ سرزمینی نمی ماند مگر اینکه ندای شهادت به یگانگی خدا ونبوت پیامبر(ص) در آن به گوش برسد.

و در صحف ادریس آمده که:

در زمان خروج قائم آل محمد (ص) به زمین امنیت بخشیده می شود،ضرر رسانیدن به هم وترس از یکدیگر از بین می رود.

امیر المومنین(ع) هم می فرماید:در آن زمان زنی بین عراق تا شام پیاده می رود؛در حالی که هیچ کس وهیچ چیز او را نمی ترساند.

                                                     (این آیه 13از کتاب نبوئت هیلد می باشد)

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 فروردین1391ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

اعطای نشان SIR از سوی حکومت انگلیس به عبدالبهاء

همان طور که در عکس زیر مشاهده می کنید حکومت استعمارگر انگلیس به پاس سالها وطن فروشی وتفرقه افکنی به عبدالبهاء(مدعی دروغین پیامبری) لقب SIR اهدا می کند. به راستی کدامین پیامبر الهی را در طول تاریخ سراغ داریم که از سوی حکومتهای جبار و استعمارگر زمان خود مورد پشتیبانی و تقدیر و تشکر قرار بگیرد آنگونه که عبدالبهاء(عباس افندی) مورد تقدیر حکومت استعمارگر انگلستان قرار گرفت؟!


  

                  

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


ما نیز تصمیم گرفتیم از همین عکس که به تنهایی گویای حقیقت بهائیت می باشد به عنوان لوگوی وبلاگ استفاده کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

بررسی انقلاب مخملی

بسم الله الرحمن الرحیم

باتوجه به پیش رو بودن انتخابات وجنگ نرمی که غرب وخصوصا آمریکا علیه ایران برنامه ریزی نموده است تحلیل مختصری از انقلاب مخملی( نرم یا رنگی) خالی از لطف نباشد.

یکی از عوامل مهم انقلاب مخملی همسو کردن جریانات وسیاسیون داخلی با برنامه ریزان خارجی این انقلاب(آمریکا) می باشد ، به همین خاطر آمریکا بعد از دوم خرداد1376وبا روی کار آمدن دولت اصلاحات  زمینه را برای بستر سازی وهمسو کردن جریانات سیاسی با خود آماده دید وشروع به زمینه سازی نمود، درست بعد از 12 سال هنگامی که دولت به رهبری ومردم نزدیک شده بود وبا توجه به جریانات همسویی که با آمریکایی ها به وجود آمده بود آمریکا وغرب طرح عملیاتی کردن این پروژه را برنامه ریزی کردند وشایعه ی تقلب در انتخابات را پیش کشیدند تا مثل کشورهای جدا شده از بلوک شرق وشوروی سابق مردم به خیابان ها ریخته واعتراضات خیابانی کشور را به  صحنه ی جنگ داخلی بکشاند ذکر این نکته حائز اهمیت میباشد، آمریکا وغرب بازی گردانان اصلی این پروژه برای باز پس گیری منافعشان درایران نیاز به عواملی از داخل دارند تا زمام امور جامعه را به دست گرفته وحافظ منافع آمریکا در ایران باشند, به همین خاطر انقلاب های مخملی  در زیر مجموعه ی دگرگونیهای اجتماعی قرار نمیگیرند، از آنجایی که کشورهای شرق اروپا بعد از پاشیده شدن نظام کمونیستی شوروی به بی هویتی آرمانی وارزشی دچار شدند زمینه برای انقلاب رنگی فراهم شدولی درایران چون آرمانها وارزشهای انقلاب اسلامی هنوز پا برجاست این کار ناشدنی میباشد ودر ایران ارزشهای اسلامی مانع از این رویداد میشود ولی باید برحذرباشیم از زمانی که ارزشهای انقلاب اسلامی به فراموشی سپرده شود، آن زمان است که انقلاب رنگی تهدیدی واقعا جدی برای انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود.

                                                                      نویسنده:سجاد صابر زرنق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

اوباما خودش هم می‌داند که تحریم بانک مرکزی لطیفه است


این چه حریمي است که ایرانی‌ها در فروشگاه‌های مملو از کالا قدم می‌زنند

اقدامی که حتی بی‌منطق‌ترین و افراطی‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی ایران هم آن را بی‌نتیجه و بی تاثیر بر اراده ملی برای ادامه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای می‌دانند، جز تلاش برای کسب وجهه در میان لابی صهیونیسم چه مفهوم دیگری دارد؟ این سؤالی است که اوباما باید به آن پاسخ بگوید؛ البته نه به ما که به منتقدان سرسختش در حزب جمهوری‌خواه امريكا که از هم اکنون آش پشت پای او را نیز برای ترک کاخ سفید پخته‌اند.

به گزارش رجانیوز، روز گذشته رئیس جمهور ایالات متحده طرح تحریم بانک مرکزی ایران را امضا و آن را به طور رسمی ابلاغ کرد؛ طرحی که از مدت‌ها پیش شایعات داغی در خبرگزاری‌های بین‌المللی راه انداخته بود و با مخالفت برخی قدرت‌های اقتصادی جهان مانند چین روبرو شده بود و حتی سفیر فرانسه در تهران به عنوان نماینده یکی از اعضای گروه جی 8 – هشت کشور صنعتی جهان – از تایید آن خودداری و بر ادامه روابط اقتصادی با ایران در سطح بالا تاکید کرده بود.

با این حال، اوباما که به گفته کارشناسان باید کم کم آماده وداع با صندلی ریاست جمهوری یانکی‌ها باشد، آخرین تیر ترکش خود را برای جلب نظر نمایندگان آی پک – لابی پرنفوذ و مشهور اسرائیل در امريكا – به سمت بانک مرکزی ایران پرتاب کرد تا شاید صهیونیست‌ها برای یک دوره چهار ساله دیگر راضی به ماندگاری او در کاخ سفید شوند؛ رویکردی که اوباما چند هفته پیش و در دیدار با اعضای آی‌پک نیز اتخاذ کرده بود و از مخالفت جدی خود با ایران و تلاش گسترده به منظور جلوگیری از الگو شدن انقلاب اسلامی ایران در کشورهای خاورمیانه و ملت‌های مسلمان صحبت کرده بود تا شاید آبی بر آتش خشم صیهونیست‌ها از بیداری اسلامی ریخته باشد.

اما این تیر به‌جا اصابت می‌کند؟ آیا کشورهای جهان حاضر هستند با طناب امريكا به چاه بروند؟ آیا وضعیت نابسامان اقتصاد جهانی به ویژه در کشورهای اروپایی که روند اعتراض‌ها و شورش‌های خیابانی در قاره سبز را به شدت افزایش داده، اساسا اجازه چنین اقدامی را خواهد داد؟

سایت فارسی تلویزیون دولتی آلمان "دویچه‌وله" در این‌باره به نقل از یک کارشناس اقتصادی نوشته است: «نتیجه تحریم‌های فعلی این خواهد بود که جمهوری اسلامی مجبور می‌شود معاملاتش را با ‌واسطه انجام دهد. یعنی مثلا کسی که می‌خواهد به جمهوری اسلامی پولی بدهد یا از آن پولی بگیرد، باید از طریق بانکی در روسیه یا چین یا کشورهایی که این تحریم را قبول نکرده‌اند و هنوز با جمهوری اسلامی کار می‌کنند این کار را انجام دهد. خوب این زمان بیشتری می‌برد، خرج بیشتری می‌برد و ممکن است که آن افراد یا سازمان‌ها و یا بانک‌هایی که بخواهند واسطه این کار قرار بگیرند، ۲۰ـ ۱۰ درصد روی هر معامله‌ای بکشند. وضع اقتصادی را مشکل‌تر می‌کند ولی من گمان نمی‌کنم به قول خودشان فلج‌کننده باشد.»

این ناامیدی و اعتراف به عدم تاثیرگذاری تحریم جدید، بر ادبیات سایر مخالفان هم سایه انداخته است؛ تا جایی که رئيس دانشکده اقتصاد دانشگاه امريكایی پاریس هم به دویچه‌وله گفت: «حتی اگر این طرح به طور کامل و صد در صد هم اجرا شود و اوباما به طور کامل پشت آن بایستد، باز هم باید منتظر نظر چین ماند که به نظر نمی‌رسد چین حاضر باشد، منافع مشترکش با ایران را به خطر بیندازد.»

اما واکنش‌ها به این اقدام امريكا در داخل کشور هم جالب است؛ هم از سوی مردم و هم از سوی مسئولان. رئیس کل بانک مرکزی ایران تحریم مؤسسه‌ی تحت مدیریت‌اش را "مانور سیاسی" خوانده که تأثیری بر اقتصاد جمهوری اسلامی نخواهد داشت. محمود بهمنی بانک‌های مرکزی در تمام دنیا را مستقل از دولت‌ها می‌داند و با این استدلال تحریم بانک مرکزی را "غیر اصولی و غیرمنطقی" برمی‌شمرد و تاکید می‌کند که دنیا به امريكا به دلیل تحریم بانک مرکزی ایران می‌خندد. به اعتقاد شمس‌الدین حسینی، وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز تحریم بانک مرکزی برای تحریم‌کنندگان، یک گزینه ناکام است و ایران، خود را برای شیطنت‌های آنها آماده کرده است.

از سوی دیگر، نشریه فرانسوی "اینفورماسیون" هم چند روز پیش درباره میزان تأثیرگذاری تحریم‌ها بر ایران و واکنش‌هاي مردم در قبال آن، نوشت: «در حال حاضر، نشانه‌ای از موفقیت تلاش‌های ایالات متحده برای جذب اکثریت دل‌ها و ذهن‎هاي ایرانی‌ها از طریق ایجاد خدشه در اقتصاد جمهوری اسلامی، آن طور که مورد نظر بود، به چشم نمی‌خورد. اكنون، فروشگاه‌ها کاملاً مملو از مواد غذایی و اجناس مختلف‌اند و ایرانیان نیز به زندگی عادی روزمره خود ادامه می‌دهند، گویی آنچه که از وقوع جنگ و تحریم‌های سنگین گفته می‌شود، در واقعیت وجود خارجی ندارد و هیچ‌گاه نیز وجود نخواهد داشت.»

همچنين شبكه تلويزيوني "فرانس 24" نيز اعلام كرد كه موفقيت‎هاي نظامي و هسته اي ايران نشان مي دهد تحريم ها و فشارهاي امريكا نتوانسته است تهران را از ادامه فعاليت هايش باز دارد.

اين شبكه تلويزيوني، برگزاري رزمايش ولايت 90 در آب هاي تنگه هرمز آزمايش موشك ميان‎برد رادارگريز و توليد ميله سوخت راكتور تحقيقاتي تهران را نشانه پشت سر گذاشته شدن موانع موجود از سوي ايران و پيشرفت غير منتظره اين كشور با وجود تحريم‌هاي اعمال شده خواند.

در حالي كه غرب به ويژه امريكا مدعي است ايران به دنبال ساخت بمب اتمي است، تهران بارها اين ادعا را رده كرده و برنامه هسته اي خود را صلح آميز خوانده است.

گزارش‎گر اين شبكه خبري گفت: با انجام رزمايش ولايت 90 و آزمايش موفقيت آميز موشك ميان‎برد رادارگريز در آب‎راه حساس هرمز به نظر مي رسد كه تهران از تحريم‎هاي امريكا باكي ندارد.

اين شبكه تلويزيوني با يادآوري تلاش كاخ سفيد براي اعمال دور جديدي از تحريم‌ها عليه ايران افزود: در حالي كه ايران در دو زمينه تسليحات نظامي و هسته اي به موفقيت دست يافته و غرب را با اقداماتش به چالش كشيده است، مقامات امريكايي از تاثير تحريم‌ها بر ايران سخن مي‌گويند.

"ويكتوريانولا ند" سخنگوي وزارت خارجه امريكا در 29 دسامبر 2011 (8 دي ماه) مدعي شد كه به تازگي شاهد رفتارهايي غيرمعقول از سوي ايران هستيم كه اين مسائل نشانگر تأثيرگذاري تحريم‌‎ها عليه تهران است.

فرانس 24 خاطرنشان كرد: ايران درحالي به آزمايش موشك ميان‌برد رادارگريزمبادرت كرد كه مقامات جمهوري اسلامي ايران پيش از آن اعلام كرده بودند در صورت تحريم بخش صنعت نفت از سوي غرب، آب‎راه حياتي هرمز راخواهند بست.

باتوجه به اينكه 40 درصد صادرات نفت جهان 70 درصد نفت مصرفي اروپا از طريق اين آب‎راه راهبردي حمل ونقل مي شود تهديد ايران موجب نگراني دولت‌هاي غربي به ويژه اروپا شده است.

به نظر می‎رسد با در نظر گرفتن همه این موارد، تحریم بانک مرکزی و اعلام رسمی آن از سوی شخص رئیس‌جمهور امريكا، تنها بتواند نقش یک مرهم موقت بر زخم‌های انتخاباتی اوباما را بازی کند تا اینکه به‌طور جدی تأثیری بر روند پیشرفت فعالیت‌های اقتصادی و هسته‌ای ایران بگذارد؛ موضوعی که از هم اکنون از سوی رسانه‌های بین‌المللی بر روی آن تأکید شده است.

رجانیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

آیا سلمان رشدی به درک واصل شده است؟

 دقایقی پیش خبری برایم پیامک شد با این متن:

«بسم رب الحسین، نصر من الله و فتح قریب، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر،

خبر فوری> به درک واصل شدن کثیف ترین حیوان کره زمین، سلمان رشدی مرتد، به دست یکی از شیعیان مولا علی علیه السلام بر شما و بر همه مسلمین جهان مبارک باد

لطفا پیام رسانی کنید تا دل شیعیان شاد شود.»

 

هنوز هیچ یک از منابع رسمی این خبر را تأیید نکرده اند و اصل صحت این خبر مشکوک است، اما نکته مهم اینجاست که حتی پخش شدن این خبر هم موجبات خوشحالی مردم را فراهم می کند، و این یعنی همه منتظرند تا حکم حضرت امام رحمت الله علیه در مورد این موجود کثیف اجرا شود.

پیش از این نیز در روز ۱۴ فروردین ۱۳۸۸ خبری با چنین مضمون منتشر شد، که از سوی برخی رسانه ها به دروغ ۱۳ مشهور شد. بعید نیست که انتشار این خبر آن هم به صورت پیامکی موجی باشد برای زنده نگه داشتن آن فتوای تاریخی حضرت امام، و مسئولیت سنگینی که بر دوش جوانان شیعه است.

منبع:سیوستان

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 دی1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

 مشروح گزارش "مهار شده" که به چگونگی شکار پهپاد انسانی سازمان سیا(جاسوس آمریکایی) در ایران می‌پردازد به شرح ذیل است:

واشنگتن سال 2008

به دستور باراک اوباما میز ایران در سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا سیا مامور می‌شود تا علاوه بر هزینه‌های گذشته ، فعالیت‌های خرابکارانه و جاسوسی که تا کنون انجام می‌داده ، پروژه‌ای سه جانبه را بسیار محرمانه و با همکاری موساد و MI6 طراحی کند.

یعنی علاوه بر ترور و جنگ رسانه‌ای ‌سیا تمام توان خود را برای فاز سوم طرح‌ به کار می‌گیرد راهی برای نفوذ.
حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): تمام مواردی که نیاز داری تا این ماموریت را انجام بدی با جزییات دونه دونه بهت یادمی‌دهند.

نیاز سازمان سیا جدی است که این پروژه با فوریت و جدیت تمام در دستور کار قرار می‌گیرد.یک تیم ویژه مامور می‌شود تا زبده‌ترین فرد را برای نفوذ به دستگاه اطلاعات ایران انتخاب کند.

فرد مورد نظر در آریزونای آمریکا متولد شده و سابقه یک دهه آموزش‌های فشرده اطلاعاتی را در رزومه خود دارد، نام برده در آگوست 2001 در قسمت اطلاعات ارتش آمریکا مشغول به کار می‌شود.

حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): سال 2001 دبیرستان را تمام کردم و تصمیم گرفتم وارد ارتش آمریکا بشوم آگوست 2001 رسماً لباس ارتش آمریکا را پوشیدم و آموزش‌های مختلف نظامی اطلاعاتی را دیدم .
از آموزش‌های عمومی و ویژه نظامی به دانشگاهی مخصوص فرستاده می‌شود تا در کنار آموزش‌های اطلاعاتی زبان‌های خاورمیانه‌ای را نیز بیاموزد.

حکمتی: وقتی که فهمیدند من کمی فارسی بلدم کمی عربی بلدم گفتند که ما دوست داریم شما را بفرستیم به یک دانشگاهی که عربی یادبگیری.

حکمتی حالا به تحلیل گر اطلاعات تبدیل شده که با پوشش نظامی ارتش آمریکا وارد خاک عراق می‌شود.
ماموریت حکمتی در عراق شناسایی افرادی بین مقامات عراقی است که گرایش به آمریکا دارند، آمریکا می‌تواند با صرف هزینه آنها را عروسک خیمه شب‌ بازی خود بکند.

حکمتی: نظر مقامات عراقی را در مورد آمریکا و حضور نظامیان آمریکایی در عراق بررسی می‌کردم هدفمان این بود که در بین سران و مقامات افرادی که تمایل به آمریکا دارند پیدا کنیم و کاری کنیم که در روز وقوع هر مسئله ای اینها از نظامیان و آمریکا حمایت کنند و بعد از ارسال گزارشات ما به اطلاعات ارتش، ماموران امنیتی جلسه‌ای مخفیانه با این مقامات برگزار می‌کردند و سعی می‌کردند رابطه نزدیکتری را برقرار سازند.
حکمتی باید افرادی را بیابد که اهداف آمریکا را در خاک عراق تامین کند.

حکمتی: تاجایی که می‌توانند امور کشورها را کنترل می کنند مخصوصاً بحث نفت را، آمریکا قصد داشت تا با تصرف چاه‌های نفت عراق سازمان اوپک را ورشکست کنند و کاری کند که نفت فقط به دلار معامله شود ، تا قدرت آمریکا مقابل چین و روسیه بیشتر باشد یکی از دلایل حضور نظامی آمریکا در عراق اینکه در خاورمیانه حضور داشته باشد و با نفوذ در گروه‌های اسلامی در بین مردم مسلمان نفوذکند و انحراف ایجاد کند. آمریکا با پوشش آوردن دموکراسی آمد یکی دیگر از اهداف آمریکا کنترل خاورمیانه از جمله ایران، سوریه ، لبنان ،عراق ، بحرین و حتی تونس بود تا ایران برای این کشورها الگو نشود.

حکمتی خیلی زود باید خود را به مقامات مافوق ثابت کند به طوری که بلافاصله پس از پایان ماموریت چند ماهه در عراق به استخدام چندین شرکت اطلاعاتی در می‌آید. دارپا مرکز پیشرفته تحقیقاتی و اطلاعاتی متعلق به وزارت دفاع آمریکا می‌باشد و حکمتی را از سال 2005 تا 2007 به خدمت گرفت. پس از دارپا حکمتی به KUMAGAMES می‌رود شرکتی رایانه‌ای که از سازمان سیا پول می‌گیرد تا فیلم‌ها و بازیهای خاصی را برای تغییر افکار عمومی در خاورمیانه طراحی و رایگان توزیع کند واین بازی هدفش این بود که مردم عراق و همه دنیا را قانع کند که کاری که آمریکا دارد در کشورها انجام می‌دهد کار خوبی است.

حکمتی: رئیس کوما به من زنگ زد و گفت: من از طریق دارپا رزومه شما را گرفتم و ما یک برنامه داریم که دوست‌داریم با ماهمکاری کنید.
انتخاب حکمتی برای این است که سیا توانایی وی در دقت به جزئیات محیط و تفکر برای آمریکا را بسنجد .پس از کوما CUBIC کمپانی و شرکت خصوصی که پنهانی به کارهای اطلاعاتی می‌پردازد تغییر این شرکت‌ها در فاصله زمانی کوتاه به خاطر اینه که حکمتی آموزش‌های مختلف را در پوشش کار در شرکت‌های مختلف بیاموزد و ضمن اینکه دوستان و همراهان وی به ماهیت ماجرای وی پی نبرند.

حکمتی: این شرکت هم یک پوششی بود برای سازمان سیا و فقط رئیس شرکت می‌دونه که شما با سازمان کار می‌کنید.

تیم ویژه‌ای که میز ایران در سیا مامور کرده بود سرانجام حکمتی را برای عملیات پیچیده نفوذ انتخاب می‌کند اما حکمتی باید پیشاپیش برای این ماموریت مهم و استراتژیک محک زده و آموزش ببیند.

حکمتی: ژولای 2009 خانمی با من تماس گرفت که می‌گفت کارمند دولت است اسمش دولارس بود.
این آزمون‌ها به همین جا ختم نمی‌شود حکمتی بارها تست دروغ سنجی و روانشناسی و معاینات پزشکی را با موفقیت پشت سر می‌گذارد تا دولارس مامور گزینش سیا با وی تماس بگیرد و اعلام کند که تحقیقات خاتمه یافته و حکمتی باید منتظر تماس آنها بماند و در این فاصله حکمتی به عنوان نیروی ویژه به BAESYSTENS فرستاده می‌شود

حکمتی: یک تماس گرفته شد از BAESYSTENS که باید اونجا بری به عنوان تحلیل گر اطلاعات و اونجا ماموریت‌ها می‌گیری از مرکز اطلاعات در عراق که یک رئیس داری اونم بهت ماموریت می‌دهد.
حکمتی در عراق حدود دو سال استفاده از سیستم‌های محرمانه و جمع‌آوری اطلاعات از اماکن و اشخاص مختلف به طور کاربردی را فرا می گیرد در این بین سیا می‌کوشد تا پوششی مناسب ، برای ماموریت بزرگ وی بیابد.
واشنگتن 2011

حکمتی: یک زن به من زنگ زد گفت بیا پیش ما در واشنگتن او گفت این مراحل آموزش که در عراق فرا گرفتی می‌خواستیم ببینیم شما اگر امکانات و ظرفیت خوبی دارید برای این پروژه فکر می‌کردیم که از شما چطوری استفاده کنیم.

میز ایران در سیا که در مقابله با سرویس اطلاعاتی ایران شکست‌هایی پی‌درپی خورده است پروژه نفوذ را حیاتی می‌بیند و با فوریت و جدیت تمام آن را دنبال می‌کند و از این رو بزرگترین ماموریت حکمتی که سفر به ایران است در هتل واشنگتن به وی ابلاغ می‌شود.

حکمتی: من رفتم یک آقایی آمد و یک ساعت و نیم سوالاتی پرسید و گفت:‌ما برنامه‌هایی برات داریم اگه تو این کار موفق باشی بیشتر بهت آموزش و کار و سفر می‌دهیم برای این کار هم نیاز داره که بری ایران آیا برای این کار حاضری یا نه؟ من گفتم آره.

مامور سیا با دادن توضیحات ریز و دقیق حکمتی را برای انجام این ماموریت بزرگ توجیه می‌کند و به وی اطمینان می‌دهد با پوششی که برای او ایجاد می‌کنند هیچ مشکلی پیش نیاید. دو طرف طی سه روز بارها نوع مواجه با ماموران اطلاعاتی با پوشش حکمتی را تمرین می‌کنند.

حکمتی:بعد در مورد این داستان اینقدر تکرار و سوال و تمرین کردیم تا سناریو را خوب بلد شدیم.

سیا تصمیم گرفته تا یکی از زبده‌ترین نیروهایش که در زمینه‌های مختلف اطلاعاتی آموزش دیده و حالا دیگه از سطح تحلیل‌گر اطلاعاتی بالاتر رفته با پوشش یک دلال اطلاعات در مسیر دستگاه امنیتی ایران قرار دهد تا نفوذ صورت گیرد برای این کار فرد مورد نظر به هر طریق ممکن اعتماد سازی کند.

حکمتی: اینکه شما میرید یک منبع می‌شوید برای وزارت اطلاعات ، سه هفته می‌ری اطلاعات هماهنگ شده را بهشون می‌دی و یک پولی هم می‌گیری و بعد برمی‌گردی.

حکمتی اجازه دسترسی به سری‌ترین سیستم‌های اطلاعاتی را پیدا می‌کند تا برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز پروژه نفوذ، به پادگان بگرام افغانستان فرستاده می‌شود و در این هنگام شبکه‌های مختلف ایران که تحرک و فعالیت‌های بگرام را زیر نظر دارند از حضور یک آمریکایی ایرانی تبار در این پادگان مطلع می‌شوند.حکمتی سپس با پروازی به دبی می‌رود.

حکمتی: ازپایگاه بگرام تا کابل 45 دقیقه فاصله است من در یک مرکز جاسوسی کار می‌کردم که در بگرام مستقر بود من از بگرام یک سری پرواز داشتم که یکی از آنها از خط بگرام به دبی بود دو روز در دبی مستقر و از آنجا یک بلیط گرفتم و به تهران آمدم.

حجم اطلاعاتی که حکمتی آورده به گونه‌ای است که هر سرویس اطلاعاتی در مواجهه با آن خود را در مقابل منبعی مهم می‌بیند و سعی می‌کند تا علاوه بر صحت سنجی هر طور شده این منبع را از دست ندهد و نیاز اطلاعاتی‌اش بوسیله آن برآورده کند و این همان دامی است که برای ایران پهن شده است.

هر سرویس اطلاعاتی نیاز به اطلاعات دارد هر سرویس اطلاعاتی نیاز به منابع دارد و مخصوصا ایران که با آمریکا دشمن است سازمان سیا در این پروژه به دنبال ایجاد اثر انگشت یا ردپای سرویس اطلاعاتی ایران است تا هر طور شده لااقل یکی از ماموران امنیتی ایران را به دام و پس از درخواست اطلاعات از حکمتی به توانمندی و نیازهای ایران اشراف یابد تا بتواند از آن بعنوان حربه‌ای علیه ایران قرار دهد.

حکمتی: نقشه آنها بود که اولش یک‌سری اطلاعات ارزشمند را مفت بدهند که بعد ببینند اطلاعات خوبی است یا نه و بعدا با من تماس بگیرند.کسی که تشنه باشه بهش آب می دی ،نمی پرسه آب را از کجا گرفتی و آب می خوره و می گه خیلی ممنون.

ولی دستگاه امنیتی ایران بر این تشنگی اشراف یافت با ارزیابی درستی اطلاعات، به فرعی بودن کار پی می‌برد و با شناسایی مسیرها و راه‌های اعزام فرستاده که حکمتی از آنها عبور کرده بود پروژه نفوذ را کنترل و مهار می‌کند سربازان گمنام امام زمان(عج) این مجاهدان خاموش جمهوری اسلامی ایران با ردگیری و مهار فرستاده نه تنها پروژه نفوذ را با شکست مواجه کردند بلکه شبکه گسترده جاسوسی با طیف وسیعی از اطلاعات ستاد را شناسایی و منهدم کردند تا روش‌ها ی واسطه‌ها و همکاران این شبکه جاسوسی در اعتبار نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار و بار دیگر نقشه بدخواهان این مرز و بوم فنا شود.                                     منبع :خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

رهبر آینده از دید انگلیس

در اين گزارش که در آن تصوير آيت الله محمد يزدي به جاي آيت الله مصباح يزدي منتشر شده، آمده است : آيت الله مصباح علنا از عمليات استشهادي عليه اسراييلي ها حمايت کرده، معلم تئوريک احمدي نژاد رييس جمهوري ايران بوده و حتي بين روحانيان ايران به تندروي شهرت دارد.



 
يك هفته نامه دست راستي در انگليس روز يکشنبه مدعي شد، آيت الله محمد تقي مصباح يزدي که به ادعاي اين نشريه از حاميان بمب گذاري انتحاري است، مي خواهد رهبر معنوي آينده ايران شود.
 
به گزارش پايگاه خبري "مبارزين"، در گزارش ساندي تلگراف به قلم کالين فريمن و کي بيوکي آمده است : آيت الله مصباح يزدي 71 ساله فردي به شدت محافظه کار، مخالف هر گونه گفت وگو با غرب و طرفدار عمليات استشهادي بوده و فرد اصلي در رقابت براي رسيدن به مقام رهبري انقلاب اسلامي در ايران است.
 
در اين گزارش که در آن تصوير آيت الله محمد يزدي به جاي آيت الله مصباح يزدي منتشر شده، آمده است : آيت الله مصباح علنا از عمليات استشهادي عليه اسراييلي ها حمايت کرده، معلم تئوريک احمدي نژاد رييس جمهوري ايران بوده و حتي بين روحانيان ايران به تندروي شهرت دارد.
 
در ادامه اين گزارش ادعا شده است : بر اساس شايعات، حاميان آيت الله مصباح يزدي قصد دارند تا با پيروزي در انتخابات آتي مجلس خبرگان، وي را به عنوان رهبر آينده نظام و جايگزيني به جاي آيت الله سيد علي خامنه اي نامزد کنند.
 
ساندي تلگراف آن چه را که ائتلاف ميانه روها به رهبري حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني رييس جمهوري پيشين و اصلاحطلبان کنار زده شده از قدرت ناميد، به عنوان مخالفان آيت الله مصباح يزدي نام برده و آورده است که اين ائتلاف نگران پيروزي سياسي تندروها هستند.
 
بر پايه گزارش ادعايي، انتخاب آيت الله مصباح يزدي به رهبري جمهوري اسلامي، شکست بزرگي براي تلاش هاي غرب براي کنترل برنامه هسته اي ايران و توقف حمايت از حزب الله لبنان و شبه نظاميان عراق و فلسطين خواهد بود.

ساندي تلگراف هم‌چنين افزوده است: با وجود آن که آيت الله مصباح يزدي هرگزعلنا از ساخت بمب اتمي توسط ايران حمايت نکرده، ولي احتمالا طرفدار چنين اقدامي است!
 
در ادامه اين گزارش به نقل از دکتر علي انصاري تحليل گر موسسه سلطنتي امور بين المللي در لندن (چتم هاوس) آمده است : آيت الله مصباح يزدي فردي اقتدارگرا و به شدت راست گرا است که اعتقادي به دمکراسي ندارد و انتخاب وي به مقام رهبري خبر خوشي براي غرب نخواهد بود.                                            برگرفته از:سایت تحلیلی عصر ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

تحلیل

تحلیل نشریه نیشن از دستیابی ایران به هواپیمای جاسوسی آمریکا
هواپیمایی که توسط ایران در تلویزیون دولتی به نمایش گذاشته شد و بال های براق و صافی داشت، همان وسیله نقلیه هوایی نیست که در فیلم پیشتازان فضا (فیلم علی تخیلی ساخته شده در سال 2009) به نمایش گذاشته شد. در واقع این همان هواپیمای با ارزش بدون سرنشین سازمان جاسوسی آمریکا است که لقب جانور قندهار را با خود یدک می کشید.
به گزارش شفاف، نشریه نیشن در مقاله ای در مورد توقیف هواپیمای جاسوسی آمریکا توسط ایران به قلم بابک دهقان پیشه آورده است: این هواپیما در یک جایگاه مخصوص توسط اعضای سپاه پاسداران به نمایش گذاشته شد. و این در حالی بود که در محل نمایش هواپیما چند بنر با شعارهایی مانند مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس به چشم می خورد. بنر دیگری نیز در پایین این هواپیما وجود داشت که در آن جمله مشهور بنیانگذار جمهوری اسلامی که گفته بود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، به چشم می خورد.

نیشن نوشت که در صورتی که هواپیمای به نمایش در آمده در ویدئوی پخش شده همان هواپیمای جاسوسی RQ170 باشد، باید گفت که دیگر هیچ کاری از دست آمریکا بر نمی آید. این احتمال وجود دارد که این هواپیما به یک ابزار با ارزش اطلاعاتی برای ایران تبدیل شود، این در حالی است که ایران مدت ها است موفقیت خود در ساخت هواپیماهای بدون سرنشین اعلام کرده است. اما از سوی دیگر ایران تنها کشوری نیست که از این خوان نعمت بهره خواهد برد، بلکه چین و روسیه نیز در منافع توقیف این هواپیما سهیم خواهند شد.

این گزارش در ادامه می افزاید: روسیه و چین که در گذشته به ایران برای مجهز شدن به ابزارهای تسلیحاتی کمک زیادی کرده اند نیز می توانند از قبل یکی از پیچیده ترین هواپیماهای بدون سرنشین ارتش آمریکا سود ببرند، که البته احتمالا این کار را انجام خواهند داد. کما این که هم اکنون مقامات دو کشور از ایران درخواست مجوز برای بررسی این هواپیما را ارائه داده اند.

اما این همه ماجرا نیست، چرا که حتی حماس و حزب الله دو متحد اصلی ایران در منطقه نیز می توانند از این فناوری که از هواپیمای توقیف شده به دست می آید، استفاده کنند. این ها همه سناریوهایی است که فرماندهان ارتش آمریکا مدت های طولانی نگران آن خواهند بود. به طوری که رابرت گیتس وزیر دفاع سابق آمریکا در این باره ادعا می کند: نگرانی اصلی من از بابت توانایی هیا موجود در این هواپیما است، چرا که ممکن است این توانایی ها در اختیار افراد غیر مسئول قرار گیرد و از آن برای اهداف تروریستی استفاده شود.


در بخش دیگری از این گزارش آمده است: ایران سال هاست که برنامه تولید هواپیماهای بدون سرنشین خود را به طور رسمی در محافل مختلف اعلام کرده است. حتی رییس جمهور ایران نیز در سخنانی در سال گذشته برنامه ایران برای تولید نوعی از این هواپیماها را که نوعی از بمب افکن دوربرد است و توانایی حمل بمب 052 پوندی را دارد، تشریح کرد. در همان زمان نیز ویدئویی از آزمایش این نوع هواپیما که به نام کرار معروف است، نمایش داده شد که در آن این هواپیما به سوی اهداف مشخص موشک شلیک کرد. بر همین اساس است که بسیاری از مقامات آمریکا بر این باورند که هواپیماهای بدون سرنشین ایران بیش از آن که دارای استحکام و پایداری باشند، تنها چند طرح زودگذر هستند. این در شرایطی است که آن ها اذعان می کنند ایران توانسته از هواپیماهای ساخت خود در چند منطقه حساس استفاده کند.

در ادامه این گزارش می خوانیم: اگرچه هواپیماهای بدون سرنشین ساخت ایران دارای نواقصی بوده اند، اما فناوری ساخت هواپیماهای بدون سرنشین ایران تاکنون به متحدان این کشور نیز ارائه شده است. برای مثال حزب الله موفق شده است از این فناوری برای ساخت هواپیمای بدون سرنشین برای فعالیت بر آسمان اسرائیل در سال های اخیر استفاده کند. تاکنون هیچ یک از این هواپیماها به موشک مسلح نبوده اند، اما مقامات ارتش اسرائیل اعلام کرده اند که ایران به فناوری مسلح کردن این هواپیماها دست یافته است.

در پایان این گزارش آمده است: اگر مقامات ایران بتوانند هواپیمای توقیف شده را بررسی کنند و نحوه ساخت و کارکرد آن را به دست آورند، این مسئله می تواند امکانات و روش های جدیدی را برای هک کردن این هواپیماهای بدون سرنشین در اختیار ایرانیان بگذارد. اکنون نیز کاملا مشخص است که این حادثه منجر به افزایش تنش میان ایران و آمریکا شده است، به طوری که مقامات ایران از اقدام آمریکا در تجاوز به حریم هوایی خود به سازمان ملل شکایت کرده اند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

كاهش حوزه نفوذ ايران بر بيداری اسلامی؛ هدف هجمه‌های اخير آمريكا

گروه سياسی: معاون امور بين‌الملل حزب ‌مؤتلفه با اشاره به تهديدات اخير و دنباله‌دار آمريكا عليه ايران گفت: آمريكا از طريق اين تهديدات سعی می‌كند برای كاهش حوزه نفوذ جمهوری اسلامی بر بيداری اسلامی منطقه استفاده كند.

حميدرضا ترقی، معاون امور بين‌الملل حزب مؤتلفه اسلامی، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در تحليل وضعيت اخير منطقه به ويژه مصر و خشونت نظاميان عليه انقلابيون گفت: آمريكا در همه حال به دنبال اين است كه عوامل خود را به انحای مختلف در منطقه نگه دارد و در مصر نيز شورای‌عالی نظامی به عنوان باقی‌مانده نظام حسنی مبارك در حال طراحی چنين نقشه‌ای است.

وی در ادامه افزود: اصلاح قانون اساسی توسط اين شورا در انتقال دولت به افراد جديد نشانه همين نقشه و طراحی است، ولی به نظر می‌رسد مردم متوجه نقشه و توطئه شورای‌عالی نظامی شده‌اند و قطعا با بيداری بوجود آمده، انقلابيون اجازه نخواهند داد به اين اهداف دست پيدا كنند ولو اينكه به نتيجه رسيدن اين مبارزه هزينه سنگينی داشته باشد و پيروزی نهايی انقلاب را به تأخير بيندازد.

ترقی درباره نقش رژيم صهيونيستی در اتفاقات اخير مصر گفت: يكی از اهداف اقدامات اخير حاكميت نظاميان در مصر تأمين امنيت اين رژيم نامشروع است و قطعاً اين مذاكراتی كه سفير اسرائيل با دولت نظامی مصر انجام می‌دهد، در اين راستا است.

وی تأكيد كرد: در واقع پيام‌هايی كه رژيم صهيونيستی به آنها منتقل می‌كند يا نمايندگانی كه از طرف آمريكا با دولت نظامی مذاكره می‌كنند، همين نقشه‌ها و توطئه‌ها را طراحی می‌كنند.

معاون امور بين‌الملل حزب مؤتلفه درباره سطح انتشار اهداف اولين كنفرانس بين‌المللی بيداری اسلامی در ماه‌های اخير و تأثيرگذاری آن گفت: اين قدمی كه برداشته شد با توجه به تحركات وسيع و گسترده آمريكا و رژيم صهيونيستی در منطقه و ديپلماسی فعال آنها به ويژه آمريكا كه در اين راستا دولت‌های عربستان و تركيه را نيز با خود همراه كرده است، به نظر می‌رسد قدم بزرگی نيست و نياز به حمايت و ديپلماسی عمومی گسترده دارد و بايد از ظرفيت‌های ديگر نظام علاوه بر حوزه امور بين‌الملل مقام معظم رهبری استفاده شود.

وی اظهار كرد: وزارت امور خارجه در اين زمينه بايد بيش از اينها فعال شود و تنها به ديدارهای وزير امور خارجه اكتفا كردن قطعا نمی‌تواند الگويی كه ما می‌خواهيم به انقلاب‌های منطقه منتقل كنيم را به خوبی تبيين كند.

ترقی ادامه داد: لذا معتقدم بايد از ظرفيت‌های احزاب اسلامی در منطقه، نخبگان سياسی منطقه، شخصيت‌های سياسی اثرگذار كشورمان در ميان ملت‌ها و مسئولان كشورهای اسلامی و اتحاديه راديو و تلويزيون‌های منطقه و رسانه‌های جمعی برای تبيين اين موضوع استفاده كنيم و صدا و سيما و شبكه‌های بين‌المللی ايران بايد با استفاده از شخصيت‌های تأثيرگذار در اين زمينه نقش فعالی را برای روشن ساختن راهكارهای جمهوری اسلامی در پيشبرد اهداف بيداری اسلامی به كار گيرند.

اين كارشناس مسائل سياسی درباره تهديدات دنباله‌دار اخير آمريكا عليه ايران در جهت كاهش شعاع تأثيرگذاری ايران بر بيداری اسلامی منطقه گفت: قطعا استكبار جهانی با كمك مجامع بين‌المللی كه تحت‌تأثير سياست‌های آن هستند و در پازل سياست‌های آمريكا بازی می‌كنند همه تلاش خود را به كار خواهد برد كه مقابل گسترش مديريت معنوی و فكری ايران بر بيداری منطقه را بگيرد و اجازه ندهد ايران تسلط كافی در مديريت بيداری اسلامی داشته باشد.

ترقی خاطرنشان كرد: آمريكا از طريق اين تهديدات سعی می‌كند برای كاهش حوزه نفوذ جمهوری اسلامی بر بيداری اسلامی منطقه استفاده كند. ولی ما بايد پاسخگويی به موضوعاتی كه آنها برای مشغول كردن ما طراحی می‌كنند به مقاماتی بسپاريم كه فعاليتی جدا با افراد مرتبط با مديريت بيداری اسلامی منطقه دارند.

وی در پايان تصريح كرد: به عبارتی در اين زمينه بايد به صورت تفكيك‌شده عمل كنيم و اجازه ندهيم نيروهای درگير در مديريت بيداری منطقه مشغول پاسخگويی به توطئه‌ها و تهمت‌های استكبار جهانی شوند.                                                                   خبر گزاری ایکتا

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

كاسترو: ايران در برابر تهديدات اسرائيل خم نخواهد شد

خبرگزاري فارس: رهبر انقلاب كوبا با هشدار نسبت به حمله هسته‌اي احتمالي رژيم صهيونيستي به ايران تاكيد كرد كه ايران در برابر تهديدات اين رژيم خم نخواهد شد.

فيدل كاسترو: ايران در برابر تهديدات اسرائيل خم نخواهد شد

به گزارش فارس به نقل از روزنامه "گرانما كوبا"، "فيدل كاسترو"، رهبر انقلاب كوبا، روز گذشته با انتشار مقاله‌اي جديد تحت عنوان «در آستانه تراژدي» خاطرنشان كرد كه اسرائيل از فعال‌سازي و استفاده كاملا آزادانه از قدرت هسته‌اي قابل توجهي كه آمريكا برايش ايجاد كرده، دست نخواهد كشيد و فكر كردن به چيزي جز اين موضوع ناديده گرفتن واقعيت است.
فيدل كاسترو همچنين در اين مقاله آورده است: موضوع بسيار حاد ديگر اين است كه سازمان ملل متحد هم روشي براي عوض كردن مسير حوادث ندارد و خيلي زود مرتجعين افراطي كه بر اسرائيل حكومت مي‌كنند با مقاومت غير قابل شكست ايران برخورد خواهند كرد، ملتي با بيش از 70 ميليون نفر جمعيت و سنت‌هاي شناخته شده مذهبي كه تهديدات گستاخانه هيچ رقيبي را نخواهد پذيرفت.
رهبر انقلاب كوبا تصريح كرد: در دو كلمه، ايران در برابر تهديدات اسرائيل خم نخواهد شد.
كاسترو در اين مقاله (كه قبل از صدور قطعنامه ضد ايراني شوراي امنيت منتشر شد) آورده است: احتمالا امروز شوراي امنيت به قطعنامه‌اي راي مي‌دهد كه چهارمين دور مجازات‌ها را به ايران كه توقف غني سازي اورانيوم را نپذيرفته تحميل مي‌كند و مايه استهزا اينجاست كه اگر صحبت از اسرائيل در بين بود، آمريكا و متحدينش بلافاصله مي‌گفتند كه اسرائيل معاهده منع تكثير هسته‌اي را امضا نكرده و قطعنامه را هم وتو مي‌كردند.
رهبر انقلاب كوبا به علاوه در مقاله خود نوشت: در عوض اگر ايران فقط به خاطر غني سازي اورانيوم تا 20 درصد متهم مي‌شود، فورا تقاضاي اعمال تحريم‌هاي اقتصادي عليه اين كشور مطرح مي‌شود تا آن را تحت فشار بگذارند و بديهي است كه اسرائيل مانند هميشه با افراطي‌گري فاشيستي رفتار خواهد كرد، همانگونه كه سربازانش از واحدهاي ويژه در ساعات بامداد و از هلي‌كوپترها بر سر كساني فرود آمدند كه در ناوگان همبستگي براي مردم تحت محاصره غزه مواد غذايي مي‌بردند و در نتيجه چند تن كشته و ده‌ها نفر هم زخمي و سپس به همراه خدمه كشتي‌ها بازداشت شدند.
كاسترو ادامه داد: بديهي است كه سعي خواهند كرد تاسيسات ايران را كه در آنجا بخشي از اورانيوم غني سازي مي‌شود ويران كنند و واضح است كه ايران در برابر چنين رفتار نابرابري تسليم نخواهد شد.
به گفته كاسترو، تبعات شيطنت‌هاي امپرياليستي آمريكا مي‌توانند فاجعه‌آميز باشند و تمام ساكنان كره زمين را تحت تاثير قرار دهند، بسيار بيشتر از همه بحران‌هاي اقتصادي.
انتهاي پيام/ت

خبر گزاری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

حضور فرمانده معظم کل قوا در مراسم تشییع پیکر شهدای غدیر (۱۳۹۰/۰۸/۲۳ - ۱۰:۰۸)
حضرت آیت الله خامنه ای، فرمانده معظم کل قوا، صبح امروز (دوشنبه) در مراسم تشییع پیکر پاک شهدای جهاد خودکفایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (شهدای غدیر) حضور یافتند.
رهبر انقلاب اسلامی با حضور در حسینیه عاشقان ثارالله ستاد فرماندهی کل سپاه، ضمن قرائت فاتحه برای سردار سرلشگر حسن تهرانی مقدم رئیس سازمان جهاد خود کفایی و تحقیقات سپاه، و جمعی از شهدای حادثه انفجار در پادگان سپاه در حومه ملارد استان البرز، برای این شهدای گرانقدر، علو درجات، مسئلت کردند. همچنین در حاشیه این مراسم حضرت آیت الله خامنه ای، در جمع خانوده های شهدای غدیر حضور یافتند و آنان را مورد تفقد قرار دادند.

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

تشییع شهدای ملارد

با حضور خانواده‌های معظم شهدا و مردم؛
پیکر دیگر شهدای حادثه ملارد در اسلامشهر‌ تشییع شد

خبرگزاری فارس: پیکر مطهر دو تن از شهیدان حادثه ملارد‌ ‌با حضور گسترده مردم، خانواده‌های معظم شهدا، همرزمان و جمعی از مسئولان شهرستان، در بخش چهاردانگه شهرستان اسلامشهر تشییع شد.

خبرگزاری فارس: پیکر دیگر شهدای حادثه ملارد در اسلامشهر‌ تشییع شد

به گزارش خبرگزاری فارس از اسلامشهر، بعد از ظهر امروز و با تاخیر چند ساعته پیکر مطهر دو تن از شهدای ‌انفجار زاغه مهمات یکی از پادگان‌های نظامی سپاه واقع در ملارد، دقایقی پیش با حضور پرشور مردم شهید‌پرور شهرستان اسلامشهر، پس از تشییع در بخش چهاردانگه، این شهرستان ‌در قطعه 50  بهشت زهرای تهران ‌در کنار دیگر همرزمان این شهیدان به خاک سپرده شدند.
مردم وفادار و قدردان خون شهدا، در کنار مسئولان ارگان‌ها و نهادها و خیل کثیری از بسیجیان و همرزمان ‌شهدا، پیکر مطهر شهیدان ستار ناصری و بهلول محمودی را از مقابل مسجد حضرت سیدالشهدای  شهرک مطهری چهاردانگه تا میدان شهدا این شهر تشییع و نماز میت را با امامت حجت‌الاسلام محمد نوروزی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شهرستان اسلامشهر اقامه کردند.
پیکر این دو شهید با فریادهای الله اکبر ، جوانان بنی‌هاشم بیایید، علی را بر در خانه رسانید، این گل پرپر ماست ، هدیه به رهبر ماست و... و با اشک  و ماتم مردم غیور این منطقه تا گلزار شهدا‌ بدرقه شدند‌.
پیکر این دو بسیجی شهید، که در حادثه انفجار در زاغه مهمات پادگان شهید مدرس سپاه پاسداران در شهرستان ملارد روز شنبه هفته جاری به شهادت رسیده بودند، به علت عدم امکان شناسایی از سوی والدین آنها، پس از انجام آزمایشات دی ای ان، مورد شناسایی قرار گرفته‌اند، که ظهر امروز با حضور والدین و خانواده آن دو شهید بزرگوار و مردم، مسئولان و هم رزمان آنها تشییع و در قطعه 50 بهشت زهرا در کنار سایر شهدا، به خاک سپرده شدند.
قابل ذکر است که مجلس بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان بهلول محمودی و ستار ناصری، روز پنجشنبه 26 آبان ماه جاری از ساعت 14 تا16 در مسجد حضرت سیدالشهداء واقع در  بخش چهار دانگه شهرستان اسلامشهر، ابتدای خیابان‌ شهید مطهری برگزار خواهد شد.
انتهای پیام/‌ش30

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

مادر امام عصر(ع)

مادر امام زمان (علیه السلام) كیست؟

مادر امام زمان (علیه السلام) نرجس خاتون دختر یوشعا پسر قیصر روم از نسل شمعون یكى از حواریین حضرت عیسى (علیه السلام) است كه به دنبال یك سلسله وقایع معجزه آسا از روم به سامرّا مى آید و سپس به افتخار همسرى امام عسكرى (علیه السلام) نایل مى گردد.


خلاصه سرگذشت ایشان از زبان خودشان بدین شرح است:

جدّ من قیصر مى خواست مرا در سن سیزده سالگى براى برادر زاده خود تزویج كند وقتى مجلس عقد برپا شد و قیصر برادرزاده خود را روى تخت مخصوص نشاند ... ناگهان صلیب ها فرو ریخت، پایه هاى تخت شكست و پسر عمویم با حالت بى هوشى از بالاى تخت بر روى زمین افتاد و مجلس به هم خورد ولى باز دستور دادند تا مجلس را از نو سامان دهند تا این مراسم به اجرا درآید ولى همان حادثه دوباره تكرار شد ... همه پراكنده شدند.
همان شب من در خواب دیدم كه حضرت عیسى و شمعون وصى او و گروهى از حواریین در قصر جدّم اجتماع كرده اند و منبرى از نور در آنجا قرار داده شده است، طولى نكشید پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) و داماد و جانشینان آنحضرت وارد شدند؛ حضرت عیسى (علیه السلام) به استقبال ایشان شتافتند، حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند (خطاب به حضرت عیسى (علیه السلام)) یا روح الله من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون براى فرزندم آمده ام و در این هنگام اشاره به امام حسن عسكرى (علیه السلام) كردند كه او نیز موافقت كرد ... آنگاه حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) بالاى منبر رفته و خطبه اى خواندند و مرا به تزویج فرزندشان امام عسكرى (علیه السلام) در آوردند ... از خواب بیدار شدم و از ترس، آن واقعه را به كسى نقل نكردم ولى محبت به امام عسكرى (علیه السلام)باعث شد كه كم كم رنجور گردم و از خوردن و آشامیدن باز مانم و ... بالاخره مریض شدم ... چهارده شب بعد باز در خواب واقعه عجیب دیگرى دیدم و آن اینكه دیدم دختر پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) به همراهى حضرت مریم و ... به عیادت من آمدند و من از اینكه حضرت عسكرى (علیه السلام) به دیدن من نمى آیند گله و شكایت كردم حضرت فاطمه (علیه السلام) فرمودند: اگر مى خواهى خداوند، عیسى و مریم از تو خشنود باشند و میل دارى فرزندم به دیدنت بیاید شهادت به یگانگى خدا و نبوّت پدرم پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) بده و من آنچه كه او فرمودند تكرار كردم؛ آنگاه حضرت فاطمه(علیهم السلام)مرا در آغوش گرفتند و این كار باعث بهبودى من شد آنگاه فرمودند: اكنون به انتظار فرزندم عسكرى (علیه السلام)باش كه او را نزد تو خواهم فرستاد ...
وقتى از خواب بیدار شدم شعف و خوشحالى عجیبى تمام وجود من را فرا گرفته بود تا اینكه از شب بعد امام را پیوسته در خواب مى دیدم تا اینكه یكى از شب ها حضرت فرمودند: فلان روز جدّت قیصر لشكرى را به جنگ مسلمانان مى فرستد تو مى توانى به طور ناشناس در لباس خدمتگزاران همراه با عده اى از كنیزان كه از فلان راه مى روند به آنها ملحق شوى و من هم چنین كردم و در نهایت جزو اسیران جنگى به اسارت مسلمانان در آمدم و بالاخره به بغداد آورده شدم و در آنجا بود كه توسط نماینده امام على النقى (علیه السلام) یعنى بشر بن سلیمان خریدارى شده به خدمت آنحضرت رسیدم و آنحضرت هم مرا به خواهرشان حكیمه خاتون سپردند، او آموزشهاى به من دادند ... پس از آموزش فرایض دینى و تعلیمات اسلامى به همسرى امام عسكرى(علیه السلام) در آمدم ...
و در سال 255 هجرى روز 15 شعبان در سامرّا حضرت مهدى (علیه السلام) از این بانوى بزرگوار متولد شد.
بشربن سلیمان نحاسى كه از فرزندان ابوایوب انصارى و یكى از دوستان دو امام گرانقدر حضرت هادى و عسكرى(علیهما السلام) و همسایه آن دو بزرگوار در سامرّا است، آورده است كه:
من احكام و آگاهیهاى لازم در مورد بردگان و اسیران را از سالارم حضرت هادى (علیه السلام) آموختم. و آن گرانمایه، این حقوق و احكام را به گونه اى به من تعلیم فرمود كه من بدون اجازه او نه برده اى مى خریدم و نه مى فروختم و همواره از موارد نامعلوم و نامشخّص، تا روشن شدن حكم آن دورى مى جستم و حلال و حرام را در این مورد به شایستگى درك مى كردم.یكى از شبها كه در منزل بودم و پاسى از شب گذشته بود درب خانه به صدا درآمد و یكى از خدمتگزاران حضرت هادى (علیه السلام) كه كافور نام داشت مرا مخاطب ساخت و گفت كه حضرت هادى (علیه السلام) مرا فرا خوانده است.

لباس خویش را به سرعت پوشیدم و به هنگامى كه وارد خانه آن جناب شدم، دیدم امام هادى با فرزندش حضرت عسكرى (علیه السلام) و خواهرش حكیمه آن بانوى آگاه و پرواپیشه، در حال گفتگو هستند.پس از سلام، نشستم كه آن حضرت فرمود: بشر! تو از فرندان انصار هستى و دوستى و مهر انصار همچنان نسل به نسل به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و خاندانش به ارث مى رسد و شما بر آن صفا و محبّت باقى هستید و مورد اعتماد خاندان پیامبر.اینك! مى خواهم تو را به فضیلت و امتیازى مفتخر سازم كه هیچ كس از پیروان ما در این فضیلت به تو پیشى نگرفته است و تو را به رازى آگاه سازم كه كسى را آگاه نساخته ام و آن این است كه: تو را مأموریت مى دهم تا بانویى بزرگ و آگاه را كه بظاهر در صف كنیزان است،

خریدارى نمایى و او را به سر منزل مقصود و محبوبش راه نمایى.آنگاه نامه اى به خطّ و لغت رومى مرقوم داشت و با مهر مخصوص خویش آن را مهر زد و بسته ویژه اى كه زرد رنگ بود و در آن 220 دینار بود به من داد و فرمود: بشر! این نامه و كیسه زر را برگیر و بسوى بغداد حركت كن و پس از ورود بدان شهر، فلان روز، در كنار پل بغداد، منتظر كشتیهاى اسیران روم باش. هنگامى كه قایق حامل اسیران رسید و خریداران كه بیشتر آنها فرستادگان مقامات رژیم بنى عباس هستند اطراف آنها حلقه زدند تو از دور مراقب باش تا مردى بنام عمر بن یزید نخّاس را كه در میان صاحبان برده است بیابى.

او كنیزى را با ویژگیهاى خاصّ خود در حالى كه لباس حریر ضخیم بر تن دارد براى فروش آورده است، امّا آن كنیز خود را پوشانده و از دست زدن و نگاه كردن خریداران سخت جلوگیرى مى كند، چرا كه بظاهر در میان بردگان است و خود در حقیقت از بانوان باشخصیت و پاك و آزاده مى باشد.فروشنده او را تحت فشار قرار مى دهد تا او را بفروشد امّا او فریاد آزادى و نجابت سر مى دهد و به خریدارى كه حاضر مى شود سیصد دینار به صاحب او بپردازد مى گوید: بنده خدا! پول خودت را از دست مده! اگر تو در لباس سلیمان و برقدرت و شوكت او هم درآیى، من ذره اى به تو علاقه نشان نخواهم داد. و بدینگونه خریدارى را كه شیفته شكوه و عظمت و عفّت و پاكى اوست، نمى پذیرد و او را مى راند.سرانجام عمربن یزید به او مى گوید: من ناگزیرم تو را بفروشم پس خودت بگو راه حل چیست؟او خواهد گفت:

 در این كار شتاب مكن! من تنها فرد امین و درستكار و شایسته كردارى كه برایم دلپسند باشد مى پذیرمدر این هنگام برخیز و به عمر بگو: من نامه اى به زبان رومى دارم كه یكى از شایستگان نوشته و ویژگیهاى مورد نظر این بانو، در شخصیت نگارنده آن جلوه گر است. شما این نامه را به او بده تا بخواند اگر تمایل داشت من وكیل نگارنده نامه هستم و این كنیز را براى او خریدارم.بشر فرستاده امام هادى (علیه السلام)اضافه مى كند كه: من، برنامه را همانگونه كه امام دستور داده بود به دقّت پیاده كردم تا نامه را به او رساندم هنگامى كه نامه را دریافت داشت و بدان نگریست،

 سیلاب اشك امانش نداد و بشدّت گریست و به عمر بن یزید گفت: اینك! مى توانى مرا به صاحب این نامه بفروشى. وسوگندهاى سختى یاد كرد كه اگر به صاحب نامه نفروشد خود را خواهد كشت و هرگز كسى را نخواهد پذیرفت.من بافروشنده براى خرید وارد گفتگو شدم و پس از تلاش بسیار كار به آنجا رسید كه عمر بن یزید به همان پولى كه سالارم امام هادى (علیه السلام) داده بود راضى شد و پس از دریافت همه آن 220 دینار، كنیز مورد نظر را تحویل من داد و در حالیكه از شادمانى در پوست خود نمى گنجید به منزل بازگشتیم تا او را به خانه حضرت هادى (علیه السلام) ببرم. همراه او به خانه رسیدیم، امّا او قرار و آرام نداشت نامه سالارم را گشود و پس از بوسه باران ساختن آن، نامه را به سر و صورت خویش مالید و به روى دیدگانش نهاد.من كه از رفتار او شگفت زده شده بودم، گفتم: آیا شما نامه اى را كه هنوز نگارنده آن را نمى شناسى بوسه باران مى سازى؟او گفت: بنده خدا! تو با اینكه فردى درست اندیش وامانتدار و فرستاده بنده برگزیده و محبوب خدا هستى، در شناخت فرزندان پیامبران ناتوانى.

 پس گوش به سخنان من بسپار و با دل توجّه كن تا خود را معرّفى كنم و جریان شگفت انگیز خویش را برایت بازگویم. آنگاه گفت: من ملیكه هستم دختر یشوعا و نوه قیصر روم.مادرم از فرزندان حواریون است و دختر شمعون، جانشین حضرت مسیح(علیه السلام)داستان من شگفت انگیزترین داستانهاست. من سیزده ساله بودم كه جدم قیصر روم تصمیم گرفت مرا به عقد برادر زاده خویش در آورد، به همین جهت بیش از سیصد نفر كشیش و راهب از نسل حواریون و هفتصد نفر از اشراف و شخصیتهاى سرشناس كشور و چهار هزار نفر از فرماندهان ارتش و افسران و درجه داران لشكر روم و رؤساى عشائر را، در كاخ خود گرد آورده و تخت بسیار بلند و پرشكوهى را كه از انواع زر و سیم ساخته شده بود، در سالن بزرگ كاخ قرار داد و برادرزاده اش را بر فراز آن دعوت كرد تا طىّ مراسم ویژه اى، مرا به ازدواج او، درآورد.امّ هنگام كه فرزند برادرش بر فراز تخت قرار گرفت و صلیبها گرداگرد او، آویخته شد و اسقفها در برابر او تعظیم كردند و انجیل مقدّس گشوده شد، بناگاه صلیبها از جایگاههاى بلند خود، فرو غلطیدند و ستونهاى تخت در هم شكست و آن جوان نگون بخت از فراز تخت به زمین افتاد و بیهوش گردید.بر اثر حادثه ناگوار، رنگ اسقفها پرید و بندهاى وجودشان به لرزه درآمد و بزرگ آنان به نیاى من، قیصر روم گفت:

  شاها! ما را از كارى كه شومى آن از زوال آیین مسیح خبر مى دهد، معذور دار!
جدّم آن حادثه تكان دهنده را به فال بد گرفت و به اسقفها دستور داد تا ستونها را برافراشته دارند و صلیبها را بالا برند و بجاى آن جوان نگون بخت، برادرش را بیاورند تا مرا به ازدواج او درآورد و بدینوسیله شومى پدید آمده را، با نیكبختى و سعادت فرد دوّم، برطرف سازد.
امّا هنگامى كه اُسقفها به دستور قیصر روم عمل كردند، همان تلخى كه براى برادرزاده اوّل او پیش آمده بود براى دوّمى نیز رخ داد. مردم وحشتزده پراكنده شدند. نیاى بزرگم، قیصر روم، اندوهگین و ماتم زده برخاست و وارد قصر خویش شد و پرده هاى كاخ افكنده شد و ماجرا تمام شد و در هاله اى از ابهام و نگرانى قرار گرفت.
شب فرا رسید و آن روز دهشتناك سپرى شد. من همان شب در خواب دیدم كه حضرت مسیح (علیه السلام) به همراه وصىّ خود شمعون و گروهى از حواریون وارد كاخ جدّم قیصر روم شدند و منبرى پرفراز و شكوهمند در همان نقطه اى كه جدّم تخت خود را قرار داده بود برپا ساختند، درست در همین لحظات بود كه حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) با گروهى از جوانان و فرزندان خویش وارد شدند. حضرت مسیح (علیه السلام) به استقبال آن حضرت شتافت و او را در آغوش كشید.
پیامبر اسلام به او فرمود: من آمده ام تا ملیكه، دختر شمعون را براى پسرم خواستگارى كنم. و در همانحال دیدم كه آن حضرت با دست خویش به امام حسن عسكرى، اشاره فرمود.مسیح نگاهى به شمعون كرد و گفت: افتخار بزرگى به سویت آمده است، با خاندان پیامبر پیوند كن و دخترت را به فرزند او بده.و شمعون هم گفت: پذیرفتم.پیامبر اسلام بر فراز منبر رفت و مرا به ازدواج پسر خود درآورد و بر این ازدواج مسیح (علیه السلام) و حواریون و فرزندان محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) گواه بودند.
از خواب خوش آن شب جاودانه بیدار شدم امّا ترسیدم خواب خود را بر پدر و جدّم بازگویم.از آن پس قلبم از محبّت حضرت عسكرى، مالامال شد به گونه اى كه از آب و غذا دست شستم و به همین جهت بسیار ضعیف و ناتوان شدم و به بیمارى سختى دچار گشتم.جدّم بهترین پزشكان كشور را یكى پس از دیگرى براى نجات من فرا خواند، امّا بیهوده بود و آنان كارى از پیش نبردند و هنگامى كه جدّم از نجات من نومید شد به من گفت: نور دیده ام! دخترم! براى نجات جان و شفاى بیماریت چه كنم؟ آیا چیزى به نظرت نمى رسد؟
من گفتم: نه! درهاى نجات را به روى خود مسدود مى نگرم،

 شما اگر ممكن است دستور دهید اسیران مسلمان را از زندانهاو شكنجه گاهها آزاد و كُند و زنجیر از دست و پاى آنان بردارند و بر آنان مهر ورزند و آزادشان سازند، امید كه در برابر این مهر به اسیران و غریبان، حضرت مسیح و مادرش مریم مرا شفا بخشند.جدّم به خواسته من جامه عمل پوشاند و براى شفاى من: همه اسیران مسلمان را آزاد ساخت و من نیز خویشتن را اندكى سالم و با نشاط نشان دادم و كمى غذا خوردم و جدّم شادمان گردید و بر محبّت بر اسیران و احترام به آنان تأكید كرد.چهار شب از آن رؤیاى شكوهبار گذشته بود كه خواب دیگرى دیدم.گویى دخت گرانمایه پیامبر، سالار بانوان گیتى به همراه مریم و هزار نفر از دوشیزگان بهشتى، به دیدار من آمدند.مریم پاك، رو به من كرد و گفت: این، سالار بانوان جهان، فاطمه (علیها السلام) دخت گرانمایه پیامبر و مادر همسر آینده تو است.
من دامان آن بانوى بزرگ را سخت گرفتم و گریه كنان از اینكه حضرت عسكرى از دیدار من سرباز مى زند و به خوابم نمى آید به مادرش شكایت بردم.
فاطمه (علیها السلام) فرمود: ملیكه! پسرم به دیدار تو نخواهد آمد چرا كه مشرك هستى. این خواهرم مریم است كه از دین شما بیزارى مى جوید، اگر براستى دوست دارى خشنودى خدا و مسیح (علیه السلام) و مریم را بدست آورى و به دیدار حسن من، مفتخر گردى بگو  اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابى محمد رسول الله.
من به دعوت دخت گرانقدر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)اسلام آوردم و به یكتایى خدا و رسالت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) گواهى دادم. بانوى بانوان مرا در آغوش كشید و خوش آمد گفت و فرمود:  اینك در انتظار دیدار پسرم باش!...
از خواب برخاستم، امّا شور و شوق دیدار ابو محمّد، حضرت عسكرى، كران تا كران وجودم را فرا گرفته بود. در انتظار دیدارش قرار و آرام نداشتم كه شب فرا رسید و او به خواب من آمد. هنگامى كه او را دیدم به او گفتم: سرورم! محبوب قلبم! پس از اینكه، قلب مرا لبریز از مهر و عشق پاك خود كردى، به من بى مهرى نمودى؟
فرمود: تنها دلیل تأخیر دیدارت، شرك تو بود و اینك كه به راه توحید و توحید گرایى گام سپرده اى، همواره به دیدارت خواهم آمد تا خداوند ما را یك جا گرد آورد.
و آن گرانمایه از آن روز تاكنون مرا ترك نكرده و هر شب به خواب من آمده است.
بشر فرستاده امام هادى (علیه السلام)مى گوید: من كه از سرگذشت عجیب او غرق در حیرت شده بودم، از او پرسیدم: با این شرایط، شما چگونه به اسارت رفتى و در صف اسیران قرار گرفتى؟گفت: حضرت عسكرى، شبى در عالم رؤیا به من خبر داد كه بزودى جدّت، سپاهى گران براى نبرد با مسلمانان گسیل خواهد داشت، شما نیز با گروهى از دوشیزگان در لباس خدمتگزار و بطور ناشناس همراه آنان بیا...من طبق رهنمود ابومحمد چنین كردم و طلایه داران سپاه مسلمین، ما را به اسارت گرفتند وتا الان كه سرگذشت خویش را به تو بازگفتم، هیچ كس نمى داند كه من دختر پادشاه روم هستم.

پرسیدم: شگفتا! شما كه دختر پادشاه روم هستى چگونه به زبان عربى سخن مى گویى؟پاسخ داد: این بخاطر شدّت محبّت جدّم نسبت به من بود كه مرا با همه وجود وامكانات به آموزش، دانش و بینش تشویق كرد و بانوى مترجم و زبانشناسى را همواره در خدمت من قرار داد تا با كوشش و تلاش بسیار، زبان عربى را بطور شایسته و بایسته به من آموخت.بشر فرستاده امام هادى (علیه السلام) مى افزاید:

 هنگامى كه او را به سامرّا و به محضر حضرت هادى (علیه السلام) آوردم امام (علیه السلام) ضمن خوش آمد و احترام به او پرسید: پیروزى اسلام و مسلمانان و شكست رومیان را چگونه دیده است؟ و در مورد شكوه و عظمت خاندان وحى و رسالت چه فكر مى كند؟نرجس گفت: شما كه از من، بر این واقعیتها داناترید، من چه گویم؟حضرت به او فرمود: من در این اندیشه ام كه مقدم شما را گرامى دارم. اینك، كدامین یك از این دو راه را براى گرامیداشت خود مى پسندى: دریافت سرمایه كلانى از طلا و نقره همچون ده هزار درهم یا بشارت و نوید به افتخار ابدى و همیشگى، كدامیك؟پاسخ داد:

 سرورم! دوّمى را، مژده به شرافت و نیكبختى جاودانه را.امام هادى (علیه السلام) فرمود: پس تو را نوید باد به فرزند گرانمایه اى كه حكومت عدل و داد را در جهان، پى خواهد افكند و بر شرق و غرب گیتى حكومت خواهد نمود و زمین را لبریز از عدالت و دادگرى خواهد ساخت همانگونه كه از ظلم و بیداد لبریز باشد.پاسخ داد: سرورم! چه كسى و چگونه؟فرمود: از همان شخصیت والایى كه پیامبر در آن شب جاودانه تو را از مسیح و شمعون براى او خواستگارى كرد و در حضور مسیح و جانشین او، تو را به عقد او درآورد. اینك آیا او را مى شناسى؟پاسخ داد: آرى! از همان شب جاودانه اى كه به دست مادر گردانقدرش فاطمه(علیها السلام) اسلام آوردم،

 تاكنون شبى بدون عشق و ارادت معنوى به وجود مقدّس او سحر نكردم و هر شب نیز خواب او را دیده ام. امام هادى (علیه السلام)به یكى از خدمتگزاران فرمود: كافور! خواهر گرانقدرم حكیمه را فرا خوان.هنگامى كه آن بانوى بزرگ وارد شد امام هادى (علیه السلام) خطاب به او فرمود: حكیمه! این همان دوشیزه است... .و حكیمه او را در آغوش كشید و مورد تكریم و مهر قرار داد وشادمانى خویش را از دیدار او اعلان كرد.
حضرت هادى (علیه السلام) به خواهر گرانقدرش فرمود: دختر پیامبر! اینك او را نزد خویش ببر و مقررّات و قوانین دین را آنگونه كه مى باید به او بیاموز كه او همسر گرانقدر پسرم حسن و مادر پرافتخار قائم خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

مقام معظم رهبری در جریان سفر به استان كرمانشاه، در جمع مردم كنگاور از دو روحانی برجسته این شهر یاد كردند.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری در جریان سفر به استان كرمانشاه، در جمع مردم شهر كنگاور از دو روحانی برجسته این شهر كه با یكی از آن‌ها دوست نزدیك بوده‌اند، یاد كردند.
رهبر انقلاب در این دیدار از این دو روحانی پدر و پسر، به عنوان مفاخر این شهر نام بردند.
ایشان با بیان اینكه علاقه‌ى به دین و دیانت و روحانیت، از جمله‌ى خصوصیات این شهرستان است، تصریح كردند: نام شریف علماى بزرگى از برجستگان این استان، مربوط به این شهر است؛ مرحوم آقای حاج آقا بزرگ محمدى عراقى، عالم معنوىِ مردمىِ اهل سلوك و تقوا، كه از چهره‌هاى برجسته‌ى این استان است، در این شهر زندگى كرده است و فیوضات و بركات فراوان این مرد بزرگ و معنوى در این شهر به مردم رسیده است.
نفر دوم از سمت راست: مرحوم حاج آقا بزرگ محمدى عراقى
رهبر انقلاب همچنین افزودند: فرزند شهید ایشان هم، مرحوم آقاى حاج آقا بهاءالدین محمدى عراقى، كه در دوران طلبگىِ قم با ایشان آشنا بودیم و به ایشان اخلاص داشتیم، پرورش‌یافته‌ى این شهر است؛ عالم و شهید.
شهید بهاءالدین محمدى عراقى
وب سایت خبری- تحلیلی مشرق نیوز
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

ثبات نقش مجاهدین در طرح ترور سفیر عربستان برای آمریکا گران تمام خواهد شد

ارسال : ۳۰ مهر ۹۰

پایگاه تحلیلی آمریکایی"آنتی وار"، دولت ایران "غلام شکوری"-عضو فرضی سپاه قدس- که جهت ترور سفیر عربستان در واشنگتن به یک شهروند آمریکائی به نام "منصور ارباب" کمک کرد را متهم به عضویت در گروه تروریستی مجاهدین خلق کرد. وزارت خارجه آمریکا نیز نام این گروه مخالف دولت ایران را در لیست سازمان تروریستی قرار داده است. در ادامه روزنامه دولتی "ایران تایمز" نیز نوشت که پلیس بین‌الملل (اینترپل) شواهدی در دست دارد که نشان می‌دهد شکوری در اردوگاه اشرف به سر می‌برده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

چرا «بیداری اسلامی»؟ بهتر و جامع‌تر نبود که بر اساس منطق قرآن می‌گفتیم «بیداری فطری»؟ [دکتر احمدی‌نژاد نیز بیداری انسانی گفته است].

 
11 مهر 1390-

در متن این سؤال آمده است: اگر قیام کشورهای اسلامی بیداری اسلامی می‌باشد، پس بیداری مردم اروپا و امریکا که مقام معظم رهبری وعده فرمودند از چه خواهد بود؟ و آیا بهتر نبود که می‌گفتیم: «بیداری فطرت»، مگر منطق ما قرآن نیست که می‌فرماید: «فطرت الله التی فطرالناس ...»؟

«ایکس‌- شبهه»: مردم کشورهای اسلامی مسلمان هستند و به سوی بیداری اسلامی حرکت می‌کنند، چنان چه شعارهایشان (الله اکبر ، هیهات من الذلة ...) و نیز اعمال و چگونگی حضور و ظهورشان در صحنه، چون نماز‌های جماعت، حضور با حجاب در تظاهرات‌ها و حتی درگیری‌ها، شهادت‌طلبی و ... گویای این مطلب است. و مردم غرب نیز ابتدا با دشمن‌سناسی و طاغوت شناسی بیدار می‌شوند، چنان چه رهبر معظم انقلاب فرمودند: روزی که بفهمند هر بلایی که سرشان می‌آید از صهیونیسم است ... – یعنی روزی که دشمن خود را بشناسند بیدار می‌شوند. که البته دشمن شناسی و طاغوت شناسی خود مرحله‌ی نخست بیداری اسلامی است، چرا که عمل به «لا إله» و «یکفروا بالطاغوت» آغاز اسلام و مسلمانی است.

اما راجع به نامگذاری به بیداری فطری به جای «بیداری اسلامی» با استناد به آیه‌ی فطرت که می‌فرماید:

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» (الروم، 30)

ترجمه: پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.

دقت شود همان خدایی که می‌فرماید روی به سوی «دین فطرت» کنید که خداوند فطرت همگان را بر آن دین نهاده است، می‌فرماید: که این دین «اسلام» است. یعنی فطرت بشر بر اساس اسلام و اسلامخواه است. چنان چه می‌فرماید: «وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً - دين اسلام را براى شما پسنديدم‏ (المائده، 3)» و نیز می‌فرماید: « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏ - همانا دین نزد الله اسلام است (آل‌عمران، 19)» و نیز می‌فرماید:

«وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ» (آل‌عمران، 85)

ترجمه: و هر كس بخواهد غير از اسلام را به عنوان دين بپذيرد، از او قبول نمى‏شود و او در آخرت از زيانكاران است‏.

اینها همه آیات قرآن کریم و منطق قرآن است. اگر خداوند متعال فرمود که روی به سوی دین فطرت کنید، انسان را در این ابهام باقی نگذاشته و رها ننموده که حالا دین فطرت چیست که روی به سوی آن کنیم؟ بلکه روشن نمود که این دین، همان دین «اسلام» است. و بر اساس منطق قرآن، اساساً خداوند دینی به جز اسلام برای مردم قرار نداده است و همه‌ی انبیای الهی از جمله حضرات ابراهیم، موسی و عیسی علیهم‌السلام نیز خود مسلمان بودند و معرفی اسلام توسط انبیای الهی نیز ختم شد به حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله و ارائه شد در قرآن کریم.

دین، یعنی آیین و روش. و هر آئین و روشی به سوی هدفی است. هدف اگر خدا نشد، حتماً یکی از مظاهر دنیاست. آن مظهر می‌شود إله و معبود و رب کسی که به آن گرویده است و دین (آیین و روش) شخص نیز منطبق با آن هدف خواهد بود. مثلاً اگر اقتصاد هدف قرار گرفت، سرمایه‌داری دولتی [کمونیسم) یا سرمایه‌داری خصوصی (کاپیتالیسم) که دو تیغه‌ی یک قیچی هستند، دین می‌شود و اگر شهوت هدف بود، فرویدیسم یا فمینیسم دین می‌شود و اگر قدرت هدف بود، زورگویی و دیکتاتوری دین می‌شود و اگر همه‌ی اله‌های و رب‌النوع‌های کاذب که به آن «طاغوت» گفته می‌شود نفی شد و «الله جل جلاله» هدف قرار گرفت، اسلام دین می‌شود.

پس، هیچ انسانی و هیچ جامعه‌ای بیدار نمی‌شود، مگر به اسلام که همان نفی انواع إله‌های و طاغوت‌های کاذب [از طاغوت نفس گرفته تا فرعون زمان] و بندگی «الله جل جلاله» می‌باشد و مفهوم «لا إله الا الله» که شعار اصلی اسلام است نیز همین می‌باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

لبیک به ندای 1400 ساله

« لبیک به ندای 1400 سال غربت فاطمه (س) »

مادر جان! دوست داشتیم ندای 1400 سال غربت شما را لبیک بگوییم. اگر به در خانه انصار و مهاجر رفتید و هیچ جوانمردی در بین آنها پیدا نشد که به دنبال شما حرکت کند و یاور شما باشد در این زمان عدة قلیلی هستند که می خواهند تمام هستی شان را برای شما بگذارند. الرعد / 18 : لِلَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْني وَ الَّذينَ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي اْلأَرْضِ جَميعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ أُولئِکَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسابِ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ.

مادر جان! می دانیم از مجرای وجود فرزندان شما حق نازل شده است. ما می دانیم که شما دیگر راضی نیستید که حق در برابر هیچ گنگ و کر و کوری مهجور بماند. می دانیم که اینبار فرزندان خود را به عمق فرستاده ای ، آنها را نازل کرده ای تا آنها حقوق از دست رفته شما را احیاء کنند. الرعد / 19: أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمي إِنَّما يَتَذَکَّرُ أُولُوا اْلأَلْبابِ

مادر جان! با شما عهد بسته ایم که در دنیا یاور شما باشیم. ما با شما عهد بسته ایم که در هر شرایطی متصل به شما باشیم. ما عهد بسته ایم که جز به شما به چیز دیگری فکر نکنیم و دل نبندیم. الرعد/20: الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاقَ

مادر جان! اگر هر کدام از ما را به عمق فرستاده ای، منظور و هدفی داشته ای! از من خواسته ای که چه باشم و چه شوم؟! این موضوع برای من بسیار جلب توجه می کند. دائماً از شما می طلبم که مرا آنچنان کنید که مد نظرتان بوده است. می خواهم برای شما باشم. می خواهم در جلو تمام صفوف لشگر حق ، از همه جلوتر ، از همه قوی تر و از همه پرنیازتر باشم و بتوانم باری را از دوش وجود مهربانتان بردارم. آنقدر بروم و تا آنجا بروم و آن امانت را با خود ببرم که دیگر برای کسی سختی و آسیبی نباشد. الرعد/21 :َ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ.

مادر جان! خشوع در برابر شما چه زیبا و دلنشین است. هر که خشیت بیشتری داشت ، هر که توانست توجه شما را بیشتر به خود جلب کند او می تواند بیشترین بهره را ببرد و بیشترین خاصیت را برای شما داشته باشد. الرعد/21 :َ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ.

مادرجان! خوف و ترس داریم! نه از دشمنان شما. نه هرگز! ترس از بد حسابی در پیشگاه شما بدنمان را به لرزه درمی آورد. اگر از خوان نعمات شما بدون هیچ محدودیتی بخوریم ولی نتوانیم آنچه را که مورد رضایت شماست جلب کنیم دیگر چه باید کرد؟ از این ترس داریم! از اینکه پس از این همه کلاسها و مقاطع تربیتی ، در فضایی آکنده از مهر مادری شما ، نتوانیم در حریم تان پاسدار سرفرازی باشیم. نتوانیم مایه رعب و وحشت در دل دشمنانتان باشیم. الرعد/21 :َ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ.

مادر جان! اگر گرفتار دولت ابلیس هستیم ، صبر می کنیم. صبری زیبا ، صبری بسیار زیبا در برابر تمام نابسامانی ها ، مصیبت ها و بدبختی های موجود در دولت ابلیس پیشه می کنیم و آنقدر سعی و عزم به خرج می دهیم تا صورتی و ظاهری از شما به خود بگیریم ، تا شکلی شبیه به شما در وجودمان نقش ببندد. تصویری که آن تصویر را در مقاطع آینده ملک شما بشناسند. الرعد/22 :َ والَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَي الدّارِ .

مادر جان! اگر تمام این آرزوها ، تمام این افکار ، برنامه ها و عمل ها ثمره ای نداشته باشد ، پس چه فایده؟ اگر ثمره ای در راستای ولایت نداشته باشد و اهل ولایت را هر چه بیشتر به ولایت متصل نکند پس چه فایده؟ اگر کسی را که با دستان قدرت خودت خلق نموده ای به ثمره نرسانی این یعنی ضایع شدن او ، این یعنی از بین رفتن او. به یقین ما اطمینان داریم که شما کسی را که خود تربیت نموده ای ضایع نمی کنی. پس مولای من! به ما ثمره عطا کنید ، ثمره تلاش های اندک و ناچیز ما را برپایی ظهور مولایمان قرار بدهید. الرعد/22 :َ والَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَي الدّارِ .

مادر جان! ما دوست داریم منطقمان منطق شما یعنی منطق «من نباشم تا تو باشی» باشد. می خواهیم رفتار فاطمی (س) را به نحو احسن و در اوج انجام دهیم. می خواهیم اماناتی را که بر دوش مان از شما داشتیم آشکارا و پنهان به اهلش بازگردانیم و سربلند در آغوش شما آرامش بگیریم. الرعد/22 :َ والَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَي الدّارِ.

مادر جان! به ما یاد داده ای که بدی ها را با خوبی ها می توان از بین برد. بدان و بدی ها مدت مدیدی است که خاطر مبارک شما را آزرده اند. مادرجان وجود ما را سراسر خیر کن تا هرگز اثری از بد و بدی باقی نگذاریم. مادرم تا کی غربت ، تا کی مظلومیت و تا کی استضعاف! الرعد/22 :َ والَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَي الدّارِ .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

رهبر عالیقدر حضرت آیت الله سید على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى، در روز 24 تیرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگى سید جواد خامنه اى مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معناى عمیق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند .
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى گویند :
پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود .
امّا خانه اى را که خانواده سیّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد چون که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم .
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند .

 

در حوزه علمیه  

 

ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند . (درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت مى گویند: عامل و موجب اصلى در انتخاب این راه نورانى روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند) .

ایشان کتب ادبى ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگیزى در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمى در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسى» خواندند.

 

 در حوزه علمیه نجف اشرف

آیت الله خامنه اى که از هیجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمى میلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودى، میرزا باقر زنجانى، سید یحیى یزدى، و میرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ایشان به مشهد باز گشتند.

 

 در حوزه علمیه قم

آیت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله العظمى بروجردى، امام خمینى، شیخ مرتضى حائرى یزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که یک چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه اى به این نتیجـه رسیدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد مى گویند :
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است که ناشى از همان بّرى «نیکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آیت الله خامنه اى بر سر این دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتید و آشنایان افسوس مى خوردند که چرا ایشان به این زودى حوزه علمیه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آینده چنین و چنان مى شدند!... امّا آینده نشان داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهى براى ایشان سر نوشتى دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آیا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولایت امر مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصیلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانى ادامه دادند. همچنین ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس کتب فقه و اصول و معارف دینى به طلـّاب جوان و دانشجویان نیز مى پرداختند .

 

 مبارزات سیاسى

آیت الله خامنه اى به گفته خویش «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى امام خمینى (ره) هستند» امـّا نخستین جرقـّه هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ایشان زده است، هنگامیکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائیان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سلیمان خان، سخنرانى پر هیجان و بیدار کننده اى در موضوع احیاى اسلام و حاکمیت احکام الهى، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیسى و دروغگویى آنان به ملـّت ایران، ایراد کردند. آیت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان آتشین نوّاب واقع شدند. ایشان مى گویند: همان وقت جرقه هاى انگیزش انقلاب اسلامى به وسیله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شکى ندارم که اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد .

 

 همراه با نهضت امام خمینى (قدس سر)

آیت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آمیز امام خمینى علیه سیاستهاى ضد اسلامى و آمریکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبیدها و زندان ها مبارزه کردند و در این مسیر ازهیچ خطرى نترسیدند. نخستین بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمینى (قدس سره) مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیت الله میلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرّم و افشاگرى علیه سیاست هاى آمریکایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریکا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اینکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانى شدند .

 

دوّمین بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریکایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند .

 

 سوّمین و چهارمین بازداشت

کلاسهاى تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامى ایشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظیر جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیت ها سبب عصبانیت ساواک شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگى مى کردند و یک سال بعد ـ 1346ـ دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نیز دستگیر و زندانى گردند .

 

 پنجمین بازداشت

حضرت آیت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک مى نویسد:
از سال 48 زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پیوستن جریان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بیمناک است و نمى تواند بپذیرد که فعالیّـت هاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان ها بیگانه و به کنار است. پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و کلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا کرد .

 

 بازداشت ششم

در بین سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشکیل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به این سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصیل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ایشان از شور و حال دیگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثیر و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان مى آموختند، با عزیمت به شهرهاى دور و نزدیکِ ایران، افکار مردم را با آن حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. این فعالیـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آیت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت ها و نوشته هایشان را ضبط کنند. این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز 1354 در زندان کمیته مشترک شهربانى زندان بودند. در این مدت در سلولى با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند. سختى هایى که ایشان در این بازداشت تحمّل کردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان که آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.

 

 در تبعید

رژیم جنایتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آیت الله خامنه اى را دستگیر و براى مدّت سه سال به ایرانشهر تبعید کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگیرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنى پیروزى انقلاب کبیر اسلامى ایران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکمیت اسلام در این سرزمین را دیدند .

 

 در آستانه پیروزى

درآستانه پیروزى انقلاب اسلامى، پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصیت هاى مبارزى همچون شهید مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمینى در ایران تشکیل گردید، آیت الله خامنه اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند .

 

 پس از پیروزى

آیت الله خامنه اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظیر و بسیار مهّم بودند که در این مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازیم:
 پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
? معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
? سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
? امام جمعه تهران، 1358.
? نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
? نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
? حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ایران؛ با تجهیزات و تحریکات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله آمریکا و شوروى سابق.
? ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
? ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.
? ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
? ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
? ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
? رهبرى و ولایت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیرانقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» ،  در استانه ماه محرم و به سنت هر ساله معظم له در جمع ملغین  بیاناتی را برای انان ایراد فرمودند که متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ـ و من احسن قولا ممن دعی الی الله و عمل صالحا)
null


این بیان خدا است، کیست احسن قولا از کسی که دعوت کند به خدا و آن دعوت توأم باشد با عمل صالح، کسانی که در این ایام به تبلیغ این دین و این مذهب می روند، اینها باید بدانند کاری که متکفل اند کار انبیاء است، (الذین یبلغون رسالات ربهم) این کار فوق بیان و تکلم ماست، آنچه مهم است در این زمان حفظ ایتام آل عصمت است، مردمی منقطع از امام زمانشان با این ابتلائات زندگی ، با حرمان از مبانی مذهب و دین ، به قدری این کار ارزش دارد که اگر در این سفر بتوانید یک بیگانه از امام زمان را با ولی عصر آشنا کنید یک تارک الصلاة به نماز بیارید، اجرتان به اندازه ای است که قابل وصف نیست ، چون رسول خدا به شخص امیرالمؤمنین فرمود: اگر کسی به وسیله تو یک نفر را هدایت کند (خیر لک مما طلعت علیه الشمس) از آن روزی که این منظومه شمسی به وجود آمده تا آن روزی که (اذا الشمس کورت و اذا النجوم انکدرت) تا آن روز آنچه آفتاب بر او تابیده ارزش این کار را ندارد منتها باید آنچنان تبلیغ دین کرد که صاحب دین خواسته (الم تر کیف ضرب الله مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی أکلها حین باذن ربها) شجره طیبه دین یک ریشه دارد این درخت تنه ای دارد شاخه هائی دارد برگهائی دارد میوه ای دارد، کسانی که به تبلیغ می روند باید متوجه بشوند وظیفه آنها چیه؟ ریشه درخت دین عقائد حقه است، معارف اهل بیت است، این اصل و ریشه این شجره طیبه است، تنه این درخت اخلاق فاضله است، ملکات حمیده نفسانیه، شاخه های این درخت اعمال صالحه است، اگر عقیده، عقیده حقه شد ملکات نفسانی، اخلاق فاضله شد، رفتار، اعمال صالحه شد، ثمره این شجره سعادت ابدی است، یعنی قابل حد و اندازه نیست، حیات ابد زندگی که آخر ندارد، باید تأمین بشود اینجا، وظیفه مبلغین در آن مناطق و هرجا، یکی دفع شبهات است، همانطوری که بدن مبتلا به انواع میکروب می شود، روح هم مبتلا به انواع شبهات می شود، شبهات مخالفین دین، آن هم با کمک شیطان در مغز این طبقه که از دین اطلاع ندارد قهراً تولید مرض روحی می کند، وظیفه شما دفع این شبهات است، هر کس آلوده شده روحش به شبهه ای از مذهب باطلی، مثل طبیب حاذقی تمام قدرت را صرف کنید آن درد را درمان کنید، بعد تقویت کنید عقول این مردم را به این مذهبی که دنیا را به زانو درآورده، قدرت منطقش و قوت استدلالش تمام مسیحیت را بیچاره کرده، یهود، نصاری، منکرین خدا، اهل مذاهب باطله در مقابل قدرت برهان این دین بیچاره اند، منتها باید شما قدرت علمی پیدا کنید، اگر آن قدرت پیدا شد می شود حسن بن یوسف بن مطهر، علامه حلی، سلطان وقت علماء چهار مذهب را جمع کرد، ارکان حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنبلیه، یک مرد پیدا شد با قدرت علمی در آن مجلس نشست و برخاست سر چهار مذهب را به سنگ کوبید، پرچم تشیع را در این مملکت برافراشت، صبح تمام مملکت رسماً سنی بود، ظهر ورق برگشت خطبه های نماز جمعه در سرتاسر مملکت عوض شد، این قدرت یک پهلوان در دین است، بنیه علمی را قوی کنید، علم مرد می کند روح را، حالت فاعلیت دارد، جهل حالت انفعال می آورد، این وظیفه اول.
وظیفه دوم، با این برنامه تحکیم عقائد، تعلیم احکام، تهذیب اخلاق، آنچه همه را به ثمر می رساند، عاشورای حسین ابن علی است، مردم را بیدار کنید، چه خبر است؟ عاشورا چیه؟ بفهمانید به مردم، چه قیامتی است؟ یک کلمه ما می گویم اما کجا در حد فهمیدنیم؟ که که بود؟ چه کرد؟ کاری که او کرد چه کاری بود؟ خود او که بود؟ این دریائی است که مثل شیخ انصاری غرق می شود، مثل محقق و علامه، مات و مبهوت می مانند، کجا ما فهمیدیم عاشورا چیه؟ کسی مگر قدرت دارد، اصحاب او را بشناسد تا برسد به خودش، این بیان کیه؟ بیان، بیان رأس و رئیس مذهب است، امام ششم آن کسی که از مبدأ تا معاد، از طهارت تا دیات، هر چه هست به برکت نفس اوست، آن کسی که جوهر صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را به صورت مذهب جعفری به دنیا عرضه کرده، او بیانش این است، کسانی که اهل فن اند می فهمند شهادت چه اندازه دشوار است، شاهد کی می تواند شهادت بشود، آن وقتی که مشهود به مثل آفتاب واضح و روشن باشد، اونی که محیّر العقول است این است که امام ششم متن کلامش این است: اشهد، شهادت می دهم، لقد اقشعرت، لدمائک، لدمائکم اذلة العرش، شهادت می دهم انّ دمک سکن فی الخلد، هر جمله اش بهت آور است، این بیان امام ششم است، شهادت می دهم خون تو در خلد مسکن کرد، کسی که خونش در خلد برین است، آیا روحش کجاست؟ سیدالشهداء این است، بعد مطلب به اینجا می رسد در مقابل خون تو و خون اصحاب تو اذله عرش به لرزه افتاد، و بکی له جمیع الخلائق، الخلائق جمع معلی به ال است، لا یشذ عنه شاذ غیر خدا، خلاصه، به جز ذات قدوس او آنچه در قلمرو خلقت است، همه برای سر بریده تو گریه کرد، این چه غوغائی بوده؟ چه کرده؟ و بکت له السماوات السبع و الارضون و ما فیهنّ و ما بینهنّ و من یتقلب فی الجنة و النار و ما یری و ما لا یری، عقل مبهوت است، هفت آسمان، تمام این کهکشانها، همه در آسمان اول است، متن قرآن این است، وزینا السماء الدنیا بمصابیح، این کهکشانهائی که میلیاردها در این فضا منتشرند همه در آسمان اولند، حالا در هفت آسمان چه خبر است؟ بیان امام ششم این است سماوات هفتگانه و همه زمینها و هرچه در آنها هست، و هر چه بین آنها هست، برای عزای حسین ابن علی گریه کردند، حالا یک عده بی سواد پیدا شدند، می گویند این عزاداری ها افراط است، این غلطها نتیجه جهل است، کیست که بفهمد عاشورا چه روزی است؟ کیست که بداند چه سری بالای نیزه رفت؟ کیست که بفهمد چه دستی کنار نهر علقمه از بدن جدا شد؟ به مردم بفهمانید این مطالب را، رفاعة بن موسی النخاس، موثق است، به توثیق شیخ نجاشی، ابن شهرآشوب، علامه، همچه مردی آمد خدمت امام ششم، او با هر کسی این حرفها را به میان نمی گذارد، همچه مردی باید باشد، فرمود: رفاعه امسال به حج نرفتی؟ گفت: جعلت فداک مال من امسال وفا به حج نکرد، ولی عرفه رفتم کنار قبر حسین ابن علی، بعد که این کلمه را گفتم، سکت طویلا، این دقائق را خوب درک کنید، مدتی سکوت کرد، حالا در این سکوت چه خبر بود؟ ما و همه فقهاء و علماء عاجزتر از این اند که بفهمند آن سکوت چه اسراری داشت؟ حجی که عظمتش این قدر است، یک نفر به حج نرسید، به رسول خدا عرض کرد چه بکنم که جای حج را پر کند؟ پیغمبر اشاره کرد به کوه ابی قبیس فرمود: اگر این کوه را طلا کنی و در راه خدا انفاق کنی جای حج را نخواهد گرفت، حج خانه خدا این است، بعد آنی که عقل را مبهوت می کند این بیان است، بعد از مدتی سکوت سر بلند کرد، فرمود: ای رفاعه لا تترک زیارة الحسین ابدا، لولا، اگر این نبود که من کراهت داشتم، که مردم دست از حج بردارند، آن وقت می گفتم در زیارت قبر او چه خبر است؟ خلاصه این را من می گویم شماها بروید مدتها فکر کنید، بعد فرمود: ای رفاعه من زار الحسین عارفاً بحقه کسی که زیارت کند او را و بشناسد او کیه؟ بشناسد کیست، کسی است که خدا پیغمبر خاتم را فرستاد به زمین، عقل کل را فرستاد به زمین برای اینکه خون اصحاب او را پیغمبر در شیشه کند، و به عرش ببرد، اگر حسین را بشناسی من زار الحسین عارفا بحقه این بیان امام ششم است، خدا به او چه می دهد؟ از وقتی حرکت می کند هزار ملک در یمین او، هزار ملک در یسار او، اینها را باید درک کنید از نظر دلیل علمی، کشف کنید که اثر وقتی این است مؤثر کی بوده؟ که همچه اثری گذاشته، از میوه درخت را باید شناخت، از گوهر معدن را باید شناخت، از زیارت قبر او نزد خدا باید فهمید چه مقامی دارد و چه کرده؟ که زیارت قبر او این شده، آن چیه؟ هزار ملک از یمینش، هزار ملک از یسارش، همراهی اش می کنند تا کنار قبر آن حضرت تا برگردد به خانه اش بعد یک زیارت قبر او به نص بیان امام ششم آن هم چه بیانی؟ بیانی که شیخ الطائفه رئیس الفرقه شیخ طوسی در مصباح المتهجد و صلاح المتعبد متجاوز از هزار سال بر این قضیه گذشته این خبر در همچه سندی است در همچه کتابی است، آن هم به قلم همچه کسی است، که رأس و رئیس تمام علماء طائفه اند در ظرف هزار سال مطلب این است، خدا به آن یک زیارت ثواب هزار حج ثواب هزار عمره می دهد، آن هم حجی که در رکاب نبی ای باشد و عمره ای که در رکاب نبی ای او وصی ای، خلاصه کلام کسی که به زیارت قبر او برود به نص بیان امام ششم یک زیارت قبر او ثواب هزار حج آن هم در رکاب امیرالمؤمنین دارد، ثواب هزار عمره در زیر بیرق خاتم النبیین دارد، این سیدالشهداء است، چه کرده که خدا به او همچه مقامی داده، آن وقت این غلطها که این عزاداری ها افراط است، هیئت های حسینی بیدار بشوند، اولا مواظب باشند مبادا عزاداری ها آلوده به گناهی بشود، آنچه مهم است این است که این اکسیر احمر باطل نشود، انما یتقبل الله من المتقین، عزاداران حسینی باید منزه از حرام بوده، اتیان واجبات نمایند، ترک محرمات، وانجام واجبات، هیئات باید مظاهر تقوی باشند، علم هائی که افراشته می شود زیر آن علمها مبادا یک نظر نابجائی، یک کلمه ناروائی یک عمل فاسدی انجام بشود، چون این هیئتها مورد نظر شخص خاتم انبیاء است، از حرام اجتناب کنید، واجبات را به جا بیاورید، در عزای او هرچه بکنید در حد خودتان است، نه در حد او، فجع به الرسول و ازعجت البتول وطاشت العقول، اصلا مبهوتم چه بگویم؟ رسول در عزای او فاجعه زده شد، بتول یعنی فاطمه زهرا وضعش به جائی رسید که هر روز برای او شیون می زند، و صیحه زهرا تمام ملائکه را بیچاره کرده، و طاشت العقول، عقلها پریشان شد، این چه مقامی است؟ از خود او نمی شود دم زد، خدا باید ذکر او را بکند، سوره والفجر بیان خدا برای سر بریده سیدالشهداء است، (یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة) حجت خدا فرمود این سوره در شأن جد من است، ما از آن بگذریم، امام چهارم صاحب زبور آل محمد، زین العابدین سید الساجدین یک نگاه کرد به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب، فاستعبر، چشمش به یتیم قمر بنی هاشم افتاد، اشکها سرازیر شد، خوب در بیان امام دقت کنید، بعد که گریه کرد، فرمود: هیچ روزی بر جدم رسول خدا سخت تر از روز احد نگذشت، در آن روز اسد الله و اسد رسوله، شیر خدا شیر پیغمبر خدا کشته شد، حمزه سیدالشهداء کشته شد، این روز سخت ترین روز بود، بر جدم این بیان امام چهارم است، آن هم نسبت به شخص اول عالم امکان، بعد از آن روز، روزی بود که جعفر ابن ابی طالب کشته شد، بعد که هر دو روز را گفت آن وقت فرمود: لا یوم کیوم الحسین، خلاصه، پیغمبر روزی مثل روز عاشورا برایش نگذشته، خدا می داند که بر شخص خاتم چه گذشت؟ آنچه که مهم است این است، بعد که این کلمات را فرمود آن وقت فرمود: رحمت خدا، رحمت خدا بر عموی من عباس، بیان امام را من نمی توانم بگویم، خودش را فدا کرد، چه جور فدا کرد؟ اصلا شهادت قمر بنی هاشم گفتنی نیست، فکر کنید، دست بریده، چه کرده؟ دست راست که افتاده بود آن وقت گفت: (والله ان قطعتموا یمینی، انی احامی ابدا عن دینی، و عن امام صادق یقین) همچه کسی بود، بعد که دست چپ افتاد، آن وقت گفت: (قد قطعوا ببغیهم یساری) شهادت اینجور شهادتی بود، آن وقت آنچه که عقل همه حکماء و فهم همه فقهاء را مبهوت می کند این جمله است، فرمود: برای عمویم عند الله، عند الله یعنی چه؟ فوق بهشت است، فوق خلد برین است، ان لعمی العباس عند الله چیه؟ منزلتی است مقامی دارد عند الله که غبطه می خورند به آن مقام جمیع الشهداء، واقعاً بهت آور است، از اول خلقت حساب کنید، از زمان آدم که هابیل شهید شد، تا روز احد که حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید، تا شهداء بدر، احد، ختم کجاست آن روزی که امام زمان ظهور کند، شهداء در رکاب او همه در کلمه جمیع الشهداء مندرج است، حالا مقام چه مقامی است؟ که همه اینها به آن مقام غبطه می خورند، این مقام علمدار اوست، حالا خود او کجاست؟ آنچه که من شنیده ام، خدا نکند که چنین باشد، غلطی می خواهند انجام بدهند، که اگر این غلط را انجام دادند، من وظیفه ام این است که به آنها گوشزد کنم، اگر سعادتمند باشند در دنیا بیچاره خواهند شد، اگر اهل شقاوت باشند در دنیا آسیبی بهشان نخواهد رسید، ولی آن وقتی که دست بریده او وارد محشر بشود، کمر همه آنها را خواهد شکست که برای ابد از رحمت خدا محروم باشند، و آن کلمه این است، شنیده ام می خواهند، لا اله الا الله، می خواهند قمر بنی هاشم را به نقش هنرپیشه ها درآورند، کسی که حجت خدا مقابل قبر او می ایستد، و می گوید سلام خدا، سلام تمام انبیاء، سلام تمام اوصیاء، سلام تمام شهداء بر تو یابن امیرالمؤمنین، کسی که هر صبح و شب خدا و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به او سلام می کنند این را می خواهند به نقش هنرپیشه ها درآورند، خدا نکند چنین غلطی بکنند، آن وقت هر چه پیش آید و هر چه ما بگوئیم معذوریم، باید جوانهای غیرتمند فانی در قمر بنی هاشم، تاسوعای امسال، غیر از تاسوعاهای هر سال است، در اثر این صحبت غلط، باید روز تاسوعای امسال محشری سرپا کنند در عزای قمر بنی هاشم، تا بگویند ای دست بریده کربلا، این فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا، تو، تو بالاتر از اینی، ای روزگار، ای دنیای ناپایدار، باید روزگاری بشود، که ما زنده باشیم و در این روزگار بخواهند هنرپیشه ها نقش او را به مردم نشان بدهند، مردم بدانید! این نقشه ها برای این است، وقتی قمر بنی هاشم را به آن صورت نشان دادند، دیگر این سوز و گداز در روضه ها نخواهد بود، آن کسانی که آن صحنه را ببینید آن هنرپیشه را تماشا کنند، اینها دیگر آنچنان که باید در عزای او نمی سوزند، ولی باید بدانند اگر با چکمه، با کراوات خواستند این چراغ را خاموش کنند نشد، با این ریشها، با این یقه های باز هم این نور خدا خاموش شدنی نیست، دیگر ختم کلام، پشت و پناه عالم کیست؟ پشت و پناه اولین و آخرین کیست؟ امید تمام عالم به کیست؟ امید تمام اولین و آخرین به آن وقتی است که مادرش پیراهن غرقه به خونش را سر دست بگیرد، پشت و پناه عالم او است، خدایا من چه جور بگویم، آن کسی که پشت و پناه عالم امکان است، وقتی آمد کنار نهر علقه گفت: الان کمرم شکست، ای قمر بنی هاشم، تو چه کردی؟ تو که بودی؟ که وقتی به زمین افتادی آن کسی که هر مصیبتی می دید، رنگش مثل گل سرخ برافروخته تر می شد، اما وقتی تو را دید، گفت: الان دیگر ناامید شدم، انقطع رجائی، ای ماه بنی هاشم، تو که بودی؟ که وقتی کنار نهر علقمه گوشواره عرش خدا آمد گفت: (الیوم نامت اعین بک لم تنم، و تسهدت اخری فعز منامها) تو رفتی اما به رفتنت خواب از چشم زینب رفت.
نویسنده:مهدی امیری
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  | 

بررسی تأثیر بی‌حیایی در جامعه در نگاه آیت‌الله مجتبی تهرانی

آیت‌الله‌ مجتبی تهرانی در جلسه‌ای تأثیر بی‌حیایی در ایمان و عمل انسان و در نهایت تأثیر آن بر جامعه را مورد توجه قرار داد.


 جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی آیت‌الله‌ مجتبی تهرانی به مناسبت ایام فاطمیه اول از 25 تا 29 فروردین در تهران، خیابان ایران، کوچه شهید ملکی برگزار شد.

در این گزارش متن کامل آخرین جلسه درس اخلاق وی با موضوع «حیا» در پی می‌آید.

بحث ما راجع به موضوع «حیا» بود. عرض کردم یکی از بزرگ‎ترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی در سه رابطه دیداری و گفتاری و رفتاری است. در جلسه گذشته به این مسأله که حیا یک امر غریزی و مربوط به انسان است و نقش بازدارندگی از یک سنخ اعمال قبیحه و زشت و محرمات الهیه دارد، اشاره کردم. در آخر جلسه هم رابطه بین حیا و عقل، حیا و تقوا و حیا و ورع را مطرح کردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اردیبهشت1390ساعت   توسط مهدی امیری پور  |